یافتن پست: #رو

حمید
حمید
در SMS
هروقت حس كردي تمام درهابرويت بسته شده ودلت پرازقه هست دست ها تو تاجايي كه ميتوني بالا ببر وبا تمام قدرت بزن تو سرت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!{-18-}{-18-}{-33-}{-18-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-41-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 01:37
+5
حمید
حمید
در SMS
امروز جمعس. گفتم یادی از اموات کنیم.
.
.
.
چطوری جنازه؟{-23-}{-20-}{-22-}{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 01:35
+4
حمید
حمید
در SMS
اون صورت مظلومت اون چشمای پراشکت اون نگاه پرخشمت منو یاد کسی میندازه که توی عروسی برنج گیرش نیومده{-21-}{-20-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 01:30
+1
sasan pool
sasan pool
اگر از وسعت تنهایی من می پرسی


به بلندای خیال
به بلندای فرو ریختن قطره اشکی از دل
و به عمق وحشت
وحشت از آنچه حقیقت دارد
وحشت از من بی تو
وحشت از تو بی عشق
وحشت از عشق بی ما ....
شرق تنهایی من
رو به سوی افق غم دارد
غرب تنهایی من
پشت این تکرار است
اگر از وسعت تنهایی من دانستی
تو بیا
تو بیا تا که به دست احساس
پر کنیم صفحه خالی نیاز
تا که این شمع خیال
برود رو به زوال
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 01:21
+2
sasan pool
sasan pool
عشق با روح شقايق زيباست
عشق با حسرت عاشق زيباست
عشق با نبض دقايق زيباست
عشق در حسرت ديدار تو زيباست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 01:13
+1
sasan pool
sasan pool
يك شاخه رز، يك شعر ،يك ليوان چايي
آنقدر اينجا مي نشينم تا بيايي!
از بس كه بعد از ظهرها فكر تو بودم
حالا شدم يك مرد ماليخوليايي!
بعد از تو خيلي زندگي خاكستري شد
رنگ روپوش بچه هاي ابتدايي!!
يك روز من را مي كشي با چشمهايت
دنيا پر است از اين رمان هاي جنايي
اي كاش مي شد آخرش مال تو بودم
مثل تمام فيلمهاي سينمايي!!
امسال هم تجديد چشمان تو هستم
مي بينمت در امتحانات نهايي
مي بينمت؟امانه!مدتهاست مانده است
يك شاخه رز...يك شعر...يك ليوان چايی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 01:07
+1
sasan pool
sasan pool
من در زندان کابوس ها
رویاها را دیده ام
من در دیار سایه ها
خورشید را دیده ام
من در حصار فاصله ها
دستهایت را دیده ام
من عشق را دیده ام
من در آخرین شب حکومت ماه
در درخشش ابدی چشمان تو
فرشته خوشبختی را
از نزدیک دیده ام
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 00:46
+4
sasan pool
sasan pool
خدایـا ؛ کسی را که قسمت کســ دیگریست ، سر راهمـان قـرار نـده !
تا شبـهای دلتنـگیش برای مـا باشـد ، و روزهـای خـوشش برای دیـگری ... !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 00:28
+4
sasan pool
sasan pool
شب است و تنهايي
شب است و بيداري
در اين تاريكي
از پشت ديوارهاي سياه
مي وزد باد سرد غمناكي
بادي كه بوي نم تنهايي را
چون پرنده اي شكسته بال
به هر سوي وجودم مي كوبد
بي آنكه بداند جدايي شكسته بالش را
كو شاخه اي، كو درختي
اصلاً كجاست سنگي
كه اين پرنده پرشكسته جدايي
نشيند به رويش زدرد تنهايي
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 00:27
+4
sasan pool
sasan pool
تو می رسی و غمی پنهان همیشه پشت سرت جاری
همیشه طرح قدم هایت شبیه روز عزاداری
تو می نشینی و بین ما نشسته پیکر مغمومی
غریب وخسته و خاک آلود؛ به فکر چاره ناچاری
شبیه جنگل انبوهی که گر گرفته از اندوهِ -
هجوم لشکر چنگیزی... گواهت این غم تاتاری
بیا و گریه نکن در خود که شانه های زمین خیسند
مرا تحمل باران نیست؛ تو را شهامت خودداری
همین که چشم خدا باز است به روی هرچه که پیش آید
ببین چه مرهم شیرینیست برای سختی و دشواری!!
کمی پرنده اگر باشی در آسمان دلم هستی
رفیق ماهی و مهتابی؛عزیز سرو وسپیداری...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 00:23
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ