یافتن پست: #رو

ronak
ronak
حکمتی برای فهيمان : يارو داشته دنبال جاي پارك مي گشته اما پيدا نمي كرد! در همون حال گشتن به خدا ميگه: خدايا اگه يه جاي پارك برام پيدا كنيا من نماز مي خونم، روزه مي گيرم كه يه دفعه يه جاي پارك مي بينه و به خدا مي گه! خدا جون نمي خوادخودم پيدا كردم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:26
ronak
ronak
يارو سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:20
+2
ronak
ronak
يه دانشمنده {-7-}يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه: ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:12
+2
ronak
ronak
زمان آشنایی : مرد رویاهام

زمان نامزدی : عشقم

زمان ازدواج : هم نفسم


.

.

.

بعد از یک ماه : جان دلم

بعد از دو ماه : سایه سرم

بعد از سه ماه : شوهرم

.

.

.

بعد از یک سال : آقا بالاسر

بعد از دو سال : بخور و بخواب

بعد از سه سال : نره غول

بعد از چهار سال : لندهور

.

.

.

پنج سال بعد : مرتیکه نفهم بی شعور مفت خور نمک نشنا
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:55
+3
امید
امید
روي قلبي نوشته بود: شكستني است مواظب باشين... ولي من روي قلبم نوشتم شكسته است راحت باشين
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:46
+2
ronak
ronak
یک روز دو تا خالیبند واسه هم خالی می بستند. اولی میگه: ما یه کوه کنار خونه مون داریم که هر وقت می گیم جاسم، دو سه بار میگه جاسم.... جاسم.... جاسم.... دومی میگه: این که چیزی نیست، ما یه کوه داریم کنار خونه مون که هر وقت می گیم جاسم، میگه: کدوم جاسم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:44
+3
ronak
ronak
یک روز یه یزدی می ره رو پشت بام خونه اش که آنتن رو درست کنه که یک دفعه از طبقه ششم میفته پایین همین که از جلوی پنجره اشپزخونه خودشون رد می شه می بینه خانومش داره برنج درست می کنه داد می زنه می گه خانم یک پیمانه کمش کنننننننننن !!!!!!
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:42
+3
-1
ronak
ronak
اگر روزی از کنار گنجشکی رد شدی و دیدی نپرید فکر نکن دوستت داره بدون تو رو آدم حساب نکرده
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:40
+2
ronak
ronak
غضنفر باباش میمیره هفتش خیلی شلوغ می شه واسه چهلم بلیط می فروشه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:37
+1
ronak
ronak
به غضنفریه ماشین می دن که فرمونش سمت راست بوده بعد یه مدت ازش می پرسن چطوره؟ میگه خوبه ، فقط هر وقت تف می کنم میفته روی زنم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:36
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ