یافتن پست: #رو

امید
امید
باران باش ببار اما نپرس این پیاله های خالی از آن کیست
کوروش کبیر
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 22:58
+3
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
زن لره به لره گیر می ده که تو چرا نمی ری جبهه؟ لره هم می گه بابا خطرناکه! می گه نه اگه بری میتونی کولر بگیری! لره هم هی می گه خطرناکه بالاخره زنش هر روز بهانه که گرمه! آخرش لره رفت جبهه و شهید شد و اومد به خواب زش و گفت پدر سوخته خنک شدی!!
{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 22:56
+4
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
تکیه اش بر درخت
نگاهش غمگین
لب‌هایش پر از زمزمه
در ژزفاس وجودش غوغا بود
افکارش پریشان بود
شاید فکر خودکشی هم به سرش می زد!..
لری که در عروسی شام گیرش نیامد!!
{-33-}{-33-}{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 22:48
+2
sasan pool
sasan pool
خب دوستان من برم یک چرت بخوابم بعد هم برم یک چرخی بیرون بزنم.شبتون قشنگ خدا نگهدارتون.{-22-}{-22-}{-22-}{-22-}{-22-}{-23-}{-23-}{-23-}{-23-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 22:35
عسل ایرانی
عسل ایرانی
یه روز یه بابایی پسرش فارغ التحصیل میشه ..هیچی هم بارش نبوده.

زنگ میزنه به پارتیش میگه : دمت گرم واسه پسرم یه شغلی پیدا کن.

پارتیه میگه : میخوای سفیرش کنم؟

باباهه میگه : نه بابا اون خیلی زیاده..

پارتیه میگه : میخوای وزیرش کنم ؟

... ... ... ... باباهه میگه : اوووووووف نه...

پارتیه میگه : میخوای وکیلش کنم ؟

باباهه میگه : نه بابا یه جایی کارمندی چیزیش کن..

پارتیه میگه : شرمنده اون دیگه سواد میخواد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 22:09
+6
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
وییییییییییییییییییییییییییییییییییی{-11-}{-11-}{-11-}{-11-}
اینارو {-1-}{-1-}{-1-}{-1-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 22:09
+3
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
✦✦✦☂˙·٠•●♥*سروین*♥●•٠·˙☂✦✦✦ {-41-}{-41-}{-41-}
نمی دانم چرا با آنکه می دانم از آن من نخواهی بود {-31-}{-31-}با تار و پود جان برایت خانه می سازم …{-38-}{-38-}{-38-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 22:06
+4
مهسا
مهسا
به همه لبخند بزن اما واسه یک نفر بخند!همه رو دوست داشته باش اما به یک نفر عشق بورز!توی قلب همه باش اما قلبت مال یک نفر باشه{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 21:54
+7
مهسا
مهسا
خــودَم قَبـــول دارم کـــهنه شـــده ام آنـــقدر کــهنه کــه می شــوَد رویِ گَرد و خـــاک تَنـــَم یــادگــاری نــوشت. . . بنویس و برو....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 21:49
+6
مهسا
مهسا
بچه ای که گم شده بود می ره پیش پلیس می گه: ببخشید شما خانومی رو ندیدید که من پیشش نباشم؟{-54-}{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 21:29
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ