یافتن پست: #رو

مهسا
مهسا
الا یا ایهاالساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی تالار و شام و عاقد و عکاس و آرایشگر و فیلم و لباس و تاج و کفش و کیف و ساک و سکه و شمش و پلاک و شمعدان و ساعت و زنجیر و سرویس طلا آنهم از آن سرویس خوشگلها.. و از این جور مشکلها{-11-}{-32-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 20:55
+3
مهسا
مهسا
هروقت یکی داشت پول میشمرد ، شروع کنین از خودتون اعداد الکی بگین ، وقتی قاطی میکنه خــیـــلی حال میده{-2-}{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 20:54
+3
حمید
حمید
در SMS
باران همیشه می بارد، اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند.
نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 20:53
حمید
حمید
در SMS
از تقدیر سرنوشت غمگین مباش
چه بسا سگ هایی بر روی اجساد شیرها رقصیدند
شادی کردند و خود را بزرگ پنداشتند
ولی نمی دانستند شیر، شیر می ماند و سگ، سگ . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 20:53
حمید
حمید
در SMS
اون لحظه که گفتی : یکی بهتر از تورو پیدا کردم
یاد اون روزایی افتادم که به ۱۰۰ تا بهتر از تو گفتم من بهترینو دارم . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 20:52
عسل ایرانی
عسل ایرانی
این چه زندگیه ما داریم ، نه ما یه دووس پسر داریم ، نه یه دووس پسری ما رو داره :دی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 20:45
+3
mehdy
mehdy
روزی جمعی از بزرگان مدینه نزد بلال حبشی رفتند و از او پرسیدند :

آیـا تو واقعا بـلال حبشی هستی ؟

بـلال این چنیـن پاسخ داد که :

پـه نـه پـه ذرت مکزیکی ام
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 20:37
+2
حمید
حمید
در SMS
پشت آن پنجره ی رو به افق ، پشت دروازه ی تردید و خیال
لا به لای تن عریانی بید ، من در اندیشه ی آنم که تو را ، وقت دلتنگی خود دارم و بس . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 20:36
+1
حمید
حمید
در SMS
یاد آن روزی که یاری داشتیم / این چنین خوار نبودیم ، اعتباری داشتیم
ای که ما را در زمستان دیده ای با پشت خم / این زمستان را نبین ، ما هم بهاری داشتیم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 20:35
حمید
حمید
در SMS
نامه هایم که چراغ قلبت را روشن نکرد !
امشب تمامشان را بسوزان شاید بتوانی تنهایی ات را ببینی . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 20:31

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ