سحر
و زندگيت به بعضيا بايد بگي .....
من چشم ميذارم ... تو فقط برو گمشو....
عسل ایرانی
من اخرین برگ درختم
درخت زخمی از تیغ زمستون
من و راحت کن از تنهایی من
من و پا کیزه کن با غسل بارون
zahra
ويرانه نه آن است كه جمشيد بنا كرد
ويرانه نه آن است كه فرهاد فرو ريخت
ويرانه دل ماست كه با هر نگه تو صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت!
ronak
بــه روزهـــایــ سخــتــ نبــودنتــ قســمـ !
کــه بــودنـتــ هـمـ
دردی را دوا نـکــــرد...
ronak
این روزها زیادی ساکت شده ام ،
نمی دانم چرا حرفهایم، به جای گلو
از چشمهایم بیرون...........می آیند............!
gol gofti
1390/11/21 - 18:30