یافتن پست: #رو

ronak
ronak
دانشجوی عزیز...

وقتی که شما سر کلاس اس ام اس میفرستی من کاملا متوجه میشم ...

چون هیچ احمقی به خشتک خودش زل نمیزنه ....

در حالی که لبخند روی لباشه !!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

دوستدار تو : استاد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 12:36
+3
mina_z
mina_z
غضنفر برای بار اول نماز خواند گاوش مرد ، روز دوم نماز خواند الاغش مرد ، روز سوم زنش گفت پیاز نداریم گفت خدا شاهده بلند میشم دو رکعت هم خرج تو میکنم.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 12:23
+8
ronak
ronak
گاهـی اوقـات بایـد بگـذری ... بگـذاری و بروی ... وقتـی می مانـی ... و تحمـل می کنی ... از خودت یک احمــق می سـازی ... مطمئـن باش
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 12:16
+4
ronak
ronak
تنها که می شوی
اگر خوب دقت نکنی،
کسی می آید،
پا می گذارد روی ِ عمق ِ خلوتت،
و می رود ...
... ... آنگاه
تو می مانی،
و نگاه ِ هاج و واجت
به رد ِ پای ِ رسیده به بی نهایتش ....
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 12:15
+4
aB'Bas S
aB'Bas S
[!] میره کلانتری و میگه: قربان، زنم گم شده! افسره میگه: مشخصاتش رو بگو. طرف میگه: یعنی چی؟ افسره میگه: مثلا زن من ۶۰ کیلو، قد بلند، موهاش طلایی. طرف میگه: زن من رو ولش کن، بریم زن تو رو پیدا کنیم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 09:40
+3
aB'Bas S
aB'Bas S
سه نفر می خواستند چای لیپتون بخورن. اولی فنجان رو نگه می داره و لیپتون را تو فنجان تکان می ده، دومی لیپتون را نگه می داره و فنجان را تکان می ده، سومی لیپتون را به دور فنجان می ماله!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 09:39
+3
مهسا
مهسا
ایــن روزهـــــا بـــــرای تنـــــــها شدن

کــافیــست صــــــادق بـاشــــی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 02:49
+7
مهسا
مهسا
بزرگترین کاسه ی دنیا هم که باشـــــــــــد ،
روزی لبریــــــــــز میشود ...
من که جای خود دارم،
انسانــــــــــــــم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 02:36
+6
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
[!] توي کوپه قطار با يک خانم غريبه همسفر بوده. شب خانمه ميره تخت بالايي ميخوابه و [!] تخت پاييني. نصفه شب خانمه ميگه سردمه، کاش شما ميتونستي ميرفتي از مأمور قطار برام پتو ميگرفتي. [!] ميگه ميخوايي خانم امشب فرض کنيم زن و شوهر هستيم تا هردومون گرم شيم؟ خانمه که همچين بگي نگي از پيشنهاد بدش نيومده بوده ميگه باشه حاضرم. [!] ميگه پس پاشو خودت برو پتو بگير، براي منم يه چايي بيار
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 02:31
+2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
فرشتگان روزی از خدا پرسیدند؟ خدایا تو که انقدر بشر را دوست داری چرا غم را آف[!]؟...خدا گفت:غم را به خاطر خودم آفریدم...چون این مخلوق که خوب میشناسمش...تا غمگین نباشه به یاد خدا نمیفته.....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 02:29
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ