یافتن پست: #رو

omid
omid
یه گونی پشکل میخرن بازش که می کنن یه لره از توش میپره بیرون میگن تو اینجا چکار«می کنی؟؟ میگه من جایزشم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 21:49
+3
ali
ali
نصیحت یه شوهر به زنش: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش… بی توجه از بغلش رد شو… این کار از صدتا فحش براش بدتره
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 21:21
+5
amir ali
amir ali
دلم را که مرور میکنم تمام آن از آن توست فقط نقطه ای از آن خودم... روی آن نقطه هم میخ میکوبم… و قاب عکس تو را می اویزم...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 21:11
+4
omid
omid
به [!] میگن: شیری یا روباه ؟ میگه : مگه خر چشه؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 20:55
+3
omid
omid
[!] شب عروسیش به زنش نمیدونه چی بگه میگه : مادر و پدرت میدونن تو اینجایی؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 20:54
+3
عسل ایرانی
عسل ایرانی
دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم؟
پسر: آره عزیز دلم
دختر: منتظرم میمونی؟
پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند
پسر: منتظرت میمونم عشقم
... ... دختر: خیلی دوستت دارم
پسر: عاشقتم عزیزم
...
*
بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد
به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد
پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی
دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت
پرستار: در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت: میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟
دختر: بی درنگ که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد: آخه چرا؟؟؟؟؟؟
*
چرا به من کسی چیزی نگفته بود
و بی امان گریه میکرد
پرستار: شوخی کردم بابا !
رفته توالت الان میآد!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 20:52
+8
عسل ایرانی
عسل ایرانی
ايرانسل ديگه داره جاي دوستامو پر مي كنه...فقط مونده اس ام اس بده كجايي؟! ا
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 20:50
+7
omid
omid
یارو لب دریا همش داد میزد آفرین، ما شالا …. ،ازش میپرسن چه کار میکنی؟ میگه :پسرم 1 ساعته رفته زیر آب هنوز بر نگشته …عجب نفسی داره
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 20:44
+3
mina_z
mina_z
خروسه میره لب دیوار میبینه ماشین حمل مرغ رد می شده صدا میزنه بچه ها بیایید سرویس دخترها داره میاد !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 20:43
+7
omid
omid
غضنفر ریش پروفسوری داشته میره پیش رفیقاش و بهشون میگه: هر سوالی دارین امر وز بپرسین فردا میخوام ریش هامو بزنم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 20:42
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ