رضا
چشمهایت سیراب سراب و نگاهم، تاول زده از تابش تشنگی برویم دعای باران بخوانیم . تو با دل من من با دل تو باور کن با لبخند چترهایمان بر می گردیم
رضا
عشــق اگــر خـط مــوازی نیسـت،چیسـت؟ یـ ـا کتـاب جملــه ســازی نیســت،چیسـت؟! عشـق اگــر مبنــای خلــق آدم اســت پـس چــرا ایـن گـونـه گنــگ و مبهــم اسـت؟ پـس چــرا خـط مـوازی مـی شـود!!! از چـه رو هــر عشـق،بــازی مـی شــود؟!
Mohammad Mahdi
به **** ميگن با شيش تا بيل يه جمله بساز؟ ميگه: من نفهميدم هابيل با بيل قابيل رو کشت، يا قابيل با بيل هابيل رو کشت؟ بعد بهش ميگن: حالا با هفت تا بيل يه جمله بساز ، ميگه: من بيلميرم هابيل با بيل قابيل رو کشت، يا قابيل با بيل هابيل رو کشت
رضا
خیال دلکش پرواز در طراوت ابر به خواب می ماند. پرنده در قفس خویش خواب می بیند. پرنده در قفس خویش به رنگ و روغن تصویر باغ می نگرد . پرنده می داند که باد بی نفس است و باغ تصویری است . پرنده در قفس خویش خواب می بیند .