یافتن پست: #رو

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
سگم رو بردم پیش دامپزشک منشیش میگه سگتون مریضه؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ خودم هاری گرفتم سگم گفت اشنا داره منو اورد اینجا معالجه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:36
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
از ساق پا تا محدوده 18 قدمو گچ گرفتم دوستم اومد خونه عیادت میپرسه شکسته؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ رفیقم اورتوپده یه تعارف زد منم تو رودرواسی موندم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:36
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
یرزنه زنگ زده خونه...میگه مامان تشریف دارن؟میگم کاریشون داشتین؟میگه پـَـــ نــه پـَـــ به این بهونه میخواستم با خودت بیشتر اشنا شم...امروز کی وقتت ازاده؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:35
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
مگس کش دستمه مامانم می گه میخوای مگسا رو بکشی؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ میخوام رهبری ارکسترشون رو بکنم سمفونی بتهوون بزنن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:35
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
به دوستم میگم: نمره ها رو زدنا. میگه: با شماره دانشجویی؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ با شماره کفش. اونایی هم که دمپایی داشتن رو هم مردود کرده...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:33
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
با رفقا رفتیم باغمون، سیخ های جوجه رو گذاشتیم رو منقل دیدیم چند جفت مرغ و خروس دارن کنار منقل پرسه می زنن. رفیقم میگه: لونه شون این طرفاست؟ پـَـــ نــه پـَـــ اومدن فیلم ترسناک ببینن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:32
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
با دوستم رفتم شمال با ترس میگه حالا بریمتو اب شنا کنیم؟ پـَـــ نــه پـَـــ الان میگم حضرت موسی بیاد ببا عصا دریا رو بشکافه تو برو توش قدم بزن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:32
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم پادگان فرمانده دیدتم میگه تو سربازی؟گفتم پـَـــ نــه پـَـــ مامور شهرداری ام اومدم شما رو ساعت 9 ببرم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:31
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دیروز رفتم جواب ازمایشمو بگیرم دکی گفته کراتین خونت بالاست کلیه هات از کار افتاده بعدش تماس گرفتن گفتن ببخشید اشتباه شده بعد میگه حتما خیلی خوشحال شدی گفتم : پـَـــ نــه پـَـــ از ناراحتی میخواستم پـر بکشم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:29
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
یک ساعته داشتم با یه زانتیا کورس میزاشتم...! آخرش یارو اومده میگه:داری کورس میزاری؟ گفتم:پَ نه پَ مریض دارم واسه همین دارم تند میرم برسونمش بیمارستان...! میگه:کوفتِ پــَ نه پــَ بزن کنار کنترل نامحسوس
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:29

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ