یافتن پست: #رو

رضا
رضا
بنويسيد به ديوار سكوت ، عشق سرمايه هر انسان است. بنشانيد به لب ، حرف قشنگ ، حرف بد وسوسه شيطان است. و بدانيد كه فردا دير است. و اگر غصه بيايد امروز، تا هميشه دلتان درگير است. پس بسازيد رهي را كه كنون ، تا ابد سوي صداقت برود ، و بكاريد به هر خانه گلي ، كه فقط بوي محبت بدهد! ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 10:35
+3
ALI SHABAN
ALI SHABAN
داستان خدا.:: دیدگاه رو بخونید::.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 01:35
+6
ali
ali
سرم را روی شانه ات بگذار تا همه بدانند " همه چیز " زیر سر من است
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 01:30
+5
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم سم بخرم واسه سوسک، یارو میگه میخواین سریع بمیره؟! گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام شکنجش کنم ازش اعتراف بگیرم پـَـــ نــه پـَـــ رفتم سم بخرم واسه سوسک، یارو میگه میخواین سریع بمیره؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 01:27
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دیروز سوار تاکسی شدم؛ یه آقایی پیشم نشسته بود! میرفت که بخوابه و کج میشد سمت من!! صداش زدم؛ میگه : اذیت میشید؟ گفتم :نه پـَـَـ صدات زدم که بگم سرتو بذار رو شونه هام خوابت بگیره....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 01:12
+3
ALI SHABAN
ALI SHABAN
تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی! یکی دیروز و یکی فردا .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 01:09
+6
ALI SHABAN
ALI SHABAN
ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد، تا اینکه دروغی آرامم کند .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 01:09
+5
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
یارو زنگ زده خونه ما میگه اداره ثبت احوال ؟ میگم نخیر . میگه ااااا اشتباه گرفتم ؟ پَ نَ پَ شما درست گرفتی ، من اشتباه برداشتم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 01:07
+3
ronak
ronak
ایــنـ روزهــا حــــتی اگــر خــونـ هــم گــریه کــنی عــمق هــمدردی دیــگرانـ بــا تـو یـکـ کــلمه استـ : “ آخــــــــــی ” !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 01:00
+7
ronak
ronak
همه مرده اند... دوستی می گفت خیلی سال پیش که دانشجو بودم، بعضی از اساتید عادت به حضور و غیاب داشتند تعدادی هم برای محکم کاری دو بار این کار را انجام میدادند، ابتدا و انتهای کلاس ، که مجبور باشی تمام ساعت را سر کلاس بنشینی. هم رشته ای داشتم که شیفته ی یکی از دختران هم دوره اش بود. هر وقت این خانم سر کلاس حاضربود، حتی اگر نصف کلاس غایب بودند، جناب مجنون می گفت: استاد همه حاضرند! و بالعکس، اگر تنها غایب کلاس این خانم بود و بس، می گفت: استاد امروز همه غایبند، هیچ کس نیامده! در اواخر دوران تحصیل ازدواج کردند و دورادور می شنیدم که بسیار خوب و خوش هستند. امروز خبردار شدم که آگهی ترحیم بانو را با این مضمون چاپ کرده است: هیچ کس زنده نیست ... همه مردند
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 00:40
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ