یافتن پست: #رو

حمید
حمید
لپ تاپم رو بردم نمايندگيش مي گم ضربه خورده كار نميكنه، يارو ميگه ضربه فيزيكي؟!!پـَـَـ نــه پـَـَـــ بي محلي كردم يكم، ضربه روحـــي خورده
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 19:11
+2
حمید
حمید
يه روز يكي زنگ ميزنه يه جايي ميگه : ببخشيد آقا اونجا شماره 2222222 است؟ طرف ميگه: بله.. بفرمايين !! ميگه آقا ميشه به آتش نشاني زنگ بزنيد ... بگيد انگشت من توي شماره 2 گير كرده..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 19:09
+2
حمید
حمید
يك لر بعد از ۱۰ دقيقه از باجه تلفن بيرون مياد يه نفر ازش ميپرسه سالم بود ميگه آره فقط آفتابه نداشت
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 19:08
+2
حمید
حمید
كاش يادت نرود روى آن نقطه پررنگ بزرگ ,بين بى باورى آدم ها, يك نفر مى خواهد كه تو خندان باشى نكند كنج هياهوى زمان , بروم از يادت.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 18:58
رضا
رضا
شاید آن روز که عاشق بودم، آسمان دلم آبی تر بود

ساده تر بود برایم پرواز...

ساده تر بود برایم آواز...

شاید آن روز به اندازه ی عاشق شدنم

وسعت آبی دنیای پس پنجره ها، آینه ها

اندکی قابل سنجیدن بود..

دست های پر از احساس وتماشایی گل، خواهشی در طلب چیدن و بخشیدن بود.

ولی افسوس از آن عشق و هوا

با من گمشده در خویش خبر نیست دگر!؟

با من گمشده در خویش خبر نیست دگر.........!؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 17:19
رضا
رضا
تو که قصد جدایی کرده بودی



خیال بی وفایی کرده بودی



چرا با این دل خوش باور من



زمانی آشنایی کرده بودی



خدایا تارو پودم غم گرفته



درون سینه ام ماتم گرفته



الهی بشکنه آن که آخر



دو عاشق را چنین از هم گرفته



خداوندا دلش را مهربان کن



همیشه خاطرش را شادمان کن...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 16:59
+1
حمید
حمید
عشق، گلي‌ست كه در وجود تو مي‌رويد. فقط كافيست زمينه را مهيا كني. خود را به روي بي‌كران باز كن: عشق، مي‌آيد و در دل تو خانه مي‌كند. ابتدا، خود باش. ابتدا، خود را بشناس و با خود انس بگير. عشق، پاداش اين انس و آشنايي‌ست. عشق، پاداشي است از فراسو. عشق، ميهماني‌ست كه به دل‌هاي آشنا و بيدار سر مي‌زند
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 14:30
sasan pool
sasan pool
امروز به این مراقبه میگم خانوم امتحان ما سنگین هست ورق بده .همچین قیافه گرفته انگار ارث پدرشو می خوام.عجب بابا گیریم کردیم توی این دانشگاه.دوست داشتم با مشت بزنم توی چونه اش مثل اون حرکتی که دبیرستان کردم.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 12:22
+1
aB'Bas S
aB'Bas S
روز شهادت امام هشتم رو به همه ي كاربران عزيز تسليت عرض ميكنم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 12:15
aB'Bas S
aB'Bas S
یه روز تو یه تیمارستان … دکتره می خواست از بیماراش تست بگیره یه عکس ماشین میزاره جلوی همه میگه هرکی این ماشین رو هول داد روشن کرد میره خونه اش همه رفتن هول بدن که برن خونه به جز یک نفر ! دکتره خوشحال شد با خودش گفت این پس خوب شده … بهش گفت ببینم تو چرا ماشین رو هل نمیدی ؟! گفت اینا خنگن سویچ دست منه !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 11:04

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ