یافتن پست: #رو

ALI SHABAN
ALI SHABAN
دانش امروز فر بسیاری در پی داشته ، اما نیروی جاری سازی آرامش به روان ما را ندارد . امنیت را بزرگان خردمند به ما می بخشند . ارد بزرگ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 12:18
+3
ALI SHABAN
ALI SHABAN
تا وقتیکه مرد عروسی نکرده او را غیر کامل می خوانند ، بنابراین معلوم می شود پس از ازدواج کار مرد تمام است . باب هاپ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 12:17
+2
رضا
رضا
تیرگی می آید، دشت میگیرد آرام، قصه ی رنگی روز میرود رو به تمام، شاخه ها پژمرده است، سنگ ها افسرده است، رود مینالد، جغد میخواند، غم بیامیخته با رنگ غروب، می تراود ز لبم قصه ی سرد... دلم افسرده در این تنگ غروب
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 12:08
+2
ALI SHABAN
ALI SHABAN
دانش امروز فر بسیاری در پی داشته ، اما نیروی جاری سازی آرامش به روان ما را ندارد . امنیت را بزرگان خردمند به ما می بخشند . ارد بزرگ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 12:05
+3
ALI SHABAN
ALI SHABAN
تا وقتیکه مرد عروسی نکرده او را غیر کامل می خوانند ، بنابراین معلوم می شود پس از ازدواج کار مرد تمام است . باب هاپ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 12:04
+3
رضا
رضا
با یورش سردی زمستان روی دوشم انداخته ای شال ابریشمی خاطراتت را لا اقل دستانت را هم بده برای گرمی این دستان تنها...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 11:56
+2
رضا
رضا
وداع مي روم خسته و افسرده و زار سوي منزلگه ويرانه ي خويش به خدا مي برم از شهر شما دل شوريده و ديوانه خويش مي برم ، تا که در آن نقطه دور شستشويش دهم از رنگ نگاه شستشويش دهم از لکه ي عشق زين همه خواهش بيجا و تباه مي برم تا ز تو دورش سازم ز تو اي جلوه ي اميد محال مي برم زنده بگورش سازم تا از اين پس نکند ياد وصال ناله مي لرزد ، مي رقصد اشک آه ، بگذار که بگريزم من از تو ، اي چشمه ي جوشان گناه شايد آن به که بپرهيزم من بخدا غنچه ي شادي بودم دست عشق آمد و از شاخم چيد شعله آه شدم ، صد افسوس که لبم باز بر آن لب نرسيد عاقبت بند سفر پايم بست مي روم ، خنده به لب ، خونين دل مي روم از دل من دست بدار اي اميد عبث بي حاصل .......... فروغ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 10:59
+4
رضا
رضا
می خواهم همه این روزها بگذرد ... آرام یا تلخ فرقی نمی کند فقط بگذرد ! و من گویی که از کابوس رهایی یافته باشم نفسی عمیق بکشم به تمام رویاهایم ... و در پس همه بودن ها و نبودن ها ... چقدر دلم تنگ است ... گردن روزگار که نمی توان انداخت ! من می مانم... تو می روی و من ... قصه ما چقدر تکراری ست ...!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 10:10
+2
مهسا
مهسا
کارت عروسی غضنفر : شروع مراسم از ساعت ۶ تا هر وقت که دعوا شد !{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 01:34
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ