یافتن پست: #رو

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری طرف می گه از کسی شکایت دارین ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم فرار مایکل اسکافیلد رو از [!]س ریور گزارش کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 01:32
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای‌ بیایی تو ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می‌خوام ببینم اف اف سالمه یا نه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 01:26
+1
Pedram
Pedram
براي كسي كه آهسته و پيوسته مي رود هيچ راهي دور نيست{-14-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 01:20
+2
ronak
ronak
دخترا چند نوع داداش دارن: 1.داداش اینترنتی، تا هر وقت خواست ازش اکانت مجانی بگیره! 2.داداش بزن بهادر، تا در مواقع لزوم حال بعضیا رو بگیره! 3.داداش خوشتیپ و پولدار، تا به دوستاش بگه این دوست پسر منه! 4.داداش خرخون، تا موقع امتحان واسش تقلب بنویسه! 5.داداش ماشین دار، تا اونو به موقع سر قرار برسونه! 6.داداشی که چشم دیدنشو نداره، همون داداش واقعیه خودشه! (باید چشم بصیرت داشته باشن تا ما رو ببینن که ندارن)
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 01:19
+3
ebrahim
ebrahim
سیم کارت بخرید با دوست دخترتون حرف بزنید ، بعد با جایزش با اون یکی دوست دخترتون حرف بزنید..!! جشنواره دافــ بازی ایرانسل .. هر روز يـكـ دافـي
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 01:10
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
طرف اومده تو شرکت که کلی روی در و دیوار آرم و پوستر بیمه س میگه ببخشید اینجا شرکت بیمه س ؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ نونوائیه الان خمیر تموم کردیم !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 01:00
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
زنگ زده بهم میگه آهنگ پیشواز گذاشتی؟ پـَـ نـَـ پـَـ گروه ارکستر اوردم برات زنده اجرا کنن خودمم دارم میخونم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 00:58
+1
عسل ایرانی
عسل ایرانی
دادا آتیش داری این سیگار مارو هم روشن کن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 00:57
+2
-1
ronak
ronak
یه استاد داشتیم هر سری میومد سر کلاس به دخترا تیکه مینداخت یه بار دخترا تصمیم میگیرن با اولین تیکه ای که انداخت از کلاس برن بیرون . قضیه به گوش استاد میرسه جلسه بعد , یکم دیر میاد سر کلاس میگه از انقلاب داشتم میومدم دیدم یه صف طولانی از دخترا تشکیل شده , رفتم جلو پرسیدم , گفتن با كارت دانشجویی شوهر میدن. دخترا پا میشن برن بیرون استاده میگه کجا میرید وقتش تموم شد . تا ساعت 10 بود
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 00:57
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
پیرزنه ، زنگ زده خونه ... میگه مامان تشریف دارن؟ ، میگم کاریشون داشتین؟ میگه پـَـ نـَـ پـَـ به این بهونه میخواستم با خودت بیشتر آشنا شم... امروز کی وقتت آزاده ؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 00:55

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ