یافتن پست: #رو

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
زنه دوقلو زایده...پرستاره یکی از بچه هارو میبره براش....زنه میپرسه:اون یکی هم میارین؟؟؟پرستاره گفت: پـَـ نـَـ پـَـ فعلا اینو ببرین استفاده کنین...ده روز بعد از فعال سازی اون یکی هم پست میکنیم درِ خونتون
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 23:16
+2
عسل ایرانی
عسل ایرانی
آرزومه الان اونجا بودم ....!
5 دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 23:02
+5
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
طرف اومده تو شرکت که کلی روی در و دیوار آرم و پوستر بیمه س میگه ببخشید اینجا شرکت بیمه س ؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ نونوائیه الان خمیر تموم کردیم !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:57
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
بهش میگم اگه بتونی میری اونور یا اینجا می مونی؟ میگه خارج از کشور؟ پـَـ نـَـ پـَـ اتاق بغلی رو میگم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:55
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تو مراسمِ تیرباران میگه می خوان بکشنش؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ واسه آبکش کردنِ برنج عروسی، آبکش کم اومده!!!رفقای با مرامِ داماد دارن آبکش می سازن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:54
-1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
به بارومیگی افتابه داری؟میگه براخونه می خوای؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ براقالب کیک جشن تولد بابام می خوام،اخه سنتی دوست داره.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:54
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
میگه سوسک؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ شاه زادس جادوگر بی رحم اینجوری طلسمش کرده. خندید و گفت بکشمش؟ گفنم: پـَـ نـَـ پـَـ تا من و شاهزاده اسبارو زین می کنم پاشو آذوقه جمع کن بریم به جنگ جادوگر طلسم بشکنیم این شاهزادرو نجات بدیم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:54
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم پادگان فرمانده دید گفت تو سربازی ؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ ماشین شهرداریم اومدم شمارو ساعت 9 ببرم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:53
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
سر کلاس راهنمایی رانندگی نشسته بودم .کلاس گرم بود و همه خیس عرق شده بودند . به مسئول کلاس میگم : ببخشید خانم میشه کولر رو روشن کنید میگه :گرمه. گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ هممون از خجالت خیس عرق شدیم.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:52

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ