یافتن پست: #رو

ebrahim
ebrahim
فاميلمون اومده آکواريومم رو ديده ميگه غذاي مخصوص بهشون ميدي؟ پـَـــ نــه پـَـــ پول تو جيبي ميدم بهشون خودشون ميرن واسه خودشون غذا ميخرن
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 02:40
+1
ebrahim
ebrahim
یارو واسه سرشماری اومده.. میپرسه: اینترنت دارین؟؟؟ میگم:اره.. میگه: کامپیوتر هم دارین؟؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ با جاروبرقی میریم تو اینترنت!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 02:39
+1
ebrahim
ebrahim
لپ تاپم رو بردم نمايندگيش، مي گم ضربه خورده کار نميکنه، يارو ميگه ضربه فيزيکي؟!! پـَـــ نــه پـَـــ ، يکم بي محلي کردم، ضربه روحـــي خورده
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 02:38
ebrahim
ebrahim
خانم روسی و یک آقای آمریکایی با هم ازدواج کردند و زندگی شادی را در سانفرانسیسکو آغاز کردند .طفلکی خانم ، زبان انگلیسی بلد نبود اما می توانست با شوهرش ارتباط برقرار کند. یک روز او برای خرید ران مرغ به مغازه رفت.اما نمی دانست ران مرغ به زبان انگلیسی چه می شود . برای همین اول دست هایش را از دو طرف مانند بال مرغ بالا و پایین کرد و صدای مرغ درآورد. بعد پایش را بالا آورد و با انگشت ران...ش را به قصاب نشان داد . قصاب متوجه منظور او شد و به او ران مرغ داد. روز بعد او می خواست سینه مرغ بخرد. بازهم او نمی دانست که سینه مرغ به انگلیسی چه می شود. دوباره با دست هایش مانند مرغ بال بال زد و صدای مرغ درآورد. بعد دگمه های پالتو اش را باز کرد و به سینه خودش اشاره کرد . قصاب متوجه منظور او شد و به او سینه مرغ داد. روز سوم خانم ، طفلک می خواست سوسیس بخرد. او نتوانست راهی پیدا کند تا این یکی را به فروشنده نشان بدهد. این بود که شوهرش را به همراه خودش به فروشگاه برد!!! حدس زدید چکار کرد؟ . . . . . . . . . خیلی منحرفید! حواستون کجاست ؟ شوهرش انگلیسی صحبت می کرد
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 02:31
+1
ebrahim
ebrahim
ارم به خواهر زادم دیکته میگم ... رسیده آخر خط میگه دایی برم سر خط ؟! پَ نـــ پَ بقیشو رو فرش بنویس
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 02:28
ebrahim
ebrahim
به بابام میگم تلویزیونو بزن کانال دو ... میگه روشنش کنم ؟ پَـــ نَ پَــــ تو بزن دو ... من هُل میدم روشن شه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 02:28
ebrahim
ebrahim
داشتم یه گربه رو تو سبد می بردم صدای میو میوش کل خیابون رو برداشته بود … دختره میگه گربس؟
پـَـــ نــه پـَـــ نهنگه اختلال ژنیتیکی پیدا کرده
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 02:27
ebrahim
ebrahim
رفتم ساعت سازي به يارو ميگم ساعتم کار نميکنه، ميپرسه يعني درستش کنم؟
پـَـــ نــه پـَـــ باهاش صحبت کن دست از تنبلی برداره و صبح ها بره سر کارو یه روزی حلال دربیاره
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 02:27
ebrahim
ebrahim
رفتم بچه خواهرمو از مهدكودك بيارم. مربيه ميگه بچه رو ميبريدش؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ همينجا ميخورمش
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 02:25
+1
ebrahim
ebrahim
این جریان تموم شدن دنیا در سال ۲۰۱۲ واقعیت نداره، دیروز یه بسته بیسکویت خریدم روش نوشته تاریخ انقضا : 2013 خواستم بگم خیالتون راحت !{-7-}{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 01:41
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ