یافتن پست: #رو

maryam
maryam
به سلامتی دخترایی که هنوز دوس داشتنین ..‬
هنوز مردو با آهن پاره ای که زیر پاشِ نمی سنجن ...
همونایی که بوی عشق میدن ..
اونایی که مهربونن ..
همونایی که یه خورده لوسن و
اگه کسی دوسشون داشت نارو نمی زنن بهش ...
همونا که تا تهش هستن ..
2 دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 14:28
+4
maryam
maryam
نا پایدار ترین حرفا.. بر روی تختخواب زده می شود.. زیاد رویش حساب نکنید.....
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 14:24
+2
maryam
maryam
تنهــایــی یعنـــی : امشبــم مثــل شبــای دیگـه رو تختــت دراز بکشـــی آهنگـــ بـــزاری و بـــازم فکــر کنــی .....
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 14:20
+4
محمد
محمد

فردا...

فردا که بشه کودک نداشته ام را بغل میکنم

تو را نشانش خواهم داد...

و با بغض بزرگی خواهم گفت: 

ببین...

ببین در تمام رویاهایم، او مادر تو بود...


2 دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 12:43
+3
محمد
محمد

يـہ لـحـظـہ از اتاقـتـون بـيـرون بـريـد...

.

.

.

.

.

.

.

.

.

30 ثانـيـہ بـہ باباتـون نـگاہ كـنـيـد 


بـعـدش بـہ ايـن فـكـر كـنـيـد كـہ خـيـلـيا حاضـرن هـمـہ زنـدگـيـشـونـو بـدن كـہ هـمـيـن 30 ثانـيـہ رو داشـتـہ باشـنـــ


دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 12:33
+3
maryam
maryam
براى ((همه)) خوب باش.
آنکه فهمید،همیشه کنارت خواهد بود؛
و آنکس که نفهمید؛
روزى دلش براى خوبیهایت تنگ میشود...
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 12:15
+4
مدیر سایت
مدیر سایت (مدير ارشد)
درود خدمت تمامی کاربران عزیز خانواده بیاتویونی 

برای رشد و گسترش سایت از وضعیت کنونی به تعدادی مدیر برای سایت نیازمند هستیم

از دوستانی که مایل به همکاری در پست مدیریت ( ناظر) هستند ؛


خواهشمند هستیم برای بنده پیام خصوصی ارسال نماییند.

باتشکر (ارادتمند شما مدیریت بیاتویونی)
آخرین ویرایش توسط administrator در [1393/02/24 - 02:31]
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 02:03
+7
*elnaz* *
*elnaz* *

خــدایــــــــــا . . . .  


می دانم این روزها از دستم خسته ای


کمی صبر کن خوب می شوم...
بگذار باران بزند
دلم بگیرد
میروم زیر آسمانت
دستهایم را می سپارم به دستت
سرم را می گیرم به سمتت..
قلبم مالِ تو؛
اشک هایم که جاری شود،
می شوم همانی که دوست داری
پاک، استوار، امیدوار
بگذار باران بزند...
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 01:55
+6
*elnaz* *
*elnaz* *
انـدوه که از حــد بگــذرد  . . . .
جايش را مي‌دهد به يک بي‌‌اعتنايي مـزمـن؛
ديـگه مـهـم نـيـســت
بـودن يا نـبـودن؛
دوست داشتن يا نـداشتن؛
ديگه هیچ حسي تو رو به احساس کردن نمي کشاند،
در آن لحظه فـقـط در سکوت غـرق مي شـوی
و فقط نـگـاه ميکـنی
نـگــــــاه
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 01:54
+6
*elnaz* *
*elnaz* *

خدايــــــــــــا  ؛


 


 ايـن روزهــا


 


حرفهـــايم بوی نـاشـــکری مي دهنــد


 


 امـــا تــــــــو...


بـه حســـاب تنهـــايي


 


 و دردی که می دانی بگـــذار...

دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 01:53
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ