یافتن پست: #رو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻃﺒﻖ ﻧﻈﺮ ﻣﺮﺍﺟﻊ ﻻﯾﮏ ﻧﮑﺮﺩﻥ ﻣﻄﻠﺒﯽ ﮐﻪ ﺁﻧﺮﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ
ﻭ ﺣﺎﻝ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺮ ﻟﺒﺎﻧﺘﺎﻥ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺣﻖ
ﺍﻟﻨﺎﺱ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﺍﻥ ﻣﻄﻠﺐ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ
ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺣﺎﻟﺘﻮﻥ ﺭﻭ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ !
ﭘﺲ ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﻭ ﺗﻮﺍﻥ ﮐﻠﯿﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺍﺭﯼ ﻻﯾﮏ ﮐﻦ !
دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 19:11
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به نجوایی صدایم کن.
بدان آغوش من باز است
قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان،
رهایت من نخواهم کرد.
دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 18:58
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یادش بخیر وقتی بچه مدرسه ای بودم ی بار معلم علوممون منو فرستاد برم دفتر کلاس رو بیارم منم رفتم دفترو اوردم وقتی تو سالن رسیدم دیدم کسی نیست برا خودم ی 20 گذاشتم ........
فکر کنم بخاطر همون 20 من ب هیجا نرسیدم.....
دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 18:53
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
داداشم ی گودزیلا داره 5 سالشه...
باباش داشت با عصبانیت باهاش حرف میزد به داداشم گفتم نباید اینجوری سرش داد بزنی بچست. یکم آرومتر...............
گودزیلا برگشته میگه عمه تو مسایل خانوادگیموووون دخالت نکن!!!!!!!!!!!!!!
ضایم کرد کسافطططططططططططططط
مسایل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من|
دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 18:52
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نـــه آسمـــــــان می خواهــــم،
نـــه بال!!
همین خیالِ تو كافیســـــت
برای پــــــــرواز....
دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 18:44
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 18:36
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ببین… من خیلی چیزا رو نمیدونم اما یه چیز رو خیلی خوب میدونم… و اون اینکه خیلی دوستت دارم!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 18:34
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 18:33
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 18:32
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

تقدیم به تو که واقعیت تمام آینه های زلالی نگاهم کردی و من شعله کشیدم.


نگاهم کردی و من آبی شدم. نگاهم کردی و آفتابی ترین سمت غزل گشتم.


نگاهم کردی و من شاعر شدم. بارانی ترین شاعر. دلداده ترین شاعر.


و من از نگاه تو تا خدا رفتم و به زیارت آسما نی ترین معبد آسمانها رسیدم . من زائر چشمان تو شدم .


زائر ضریح دریا . زائر دقایق آسمان . زائر حقیقت کهکشانها .و من زائر تو شدم .


زائر چشمهایی که تمام دنیای من شدند . چشمهایی که مرا به قله می رسانند .


چشمهایی نه از جنس غزل بلکه خود غزل. خود خود عشق . تمام تمام صداقت .


چشمهایی مثل چشمه سار ترا نه در سکوت شاعر. چشمهایی به رنگ دلهای بی ریا .


به شکل قشنگ حادثه ی عشق . چشمهایی شبیه خود اتفاق عشق.


به دیدن چشمهای تو که می آیم عجیب یاد آسمان می افتم و دلم پر پرواز میگیرد و مرا تا اوج تو پر می دهد .


به دیدار چشمهای تو که می آیم چنان در جذبه ی اهورائیت گم می شوم که زمان در ذهن خاطره ام نمی ماند.


تقدیم به بهترین.
دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 18:31
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ