یافتن پست: #زمان

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/3 - 18:54
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/2 - 21:55
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/2 - 20:34
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/2 - 20:24
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
اوصاف علی به هر زبان باید گفت
این ذکر به پیدا و نهان باید گفت
ولیعهدی مسعود علی تبریک
به صاحب الزمان باید گفت
عید غدیر مبارک
دیدگاه  •   •   •  1392/08/2 - 20:23
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
كـــثيف تـــرين چـــاپـــلوســـي زمانـــيست
كـــه مـــردي بـــه خـــاطـــر طـــبيعـــي تـــرين نيـــازش،
بـــا دروغ بـــه معـــصومـــي بـــگويـــد
دوســـتـــت دارم....
دیدگاه  •   •   •  1392/08/2 - 03:11
+10
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/1 - 15:41
+1
ehsan mohammadi
ehsan mohammadi
توی یه پارک تو سیدنی استرالیا دو مجسمه بودند یک زن و یک مرد.
این دو مجسمه سالهای سال های سال روبرو هم با فاصله کمی
ایستاده بودند و در چشم های هم خیره بودند و لبخند میزدند.
یه روز صبح یک فرشته پیش آنها آمد و گفت چون شما دو مجسمه
خوبی بودبد من بزرگترین آرزو شما را برآورده خواهم کرد.من شما
را به مدت 30 دقیقه تبدیل به انسان خواهم کرد و شما کار خود را
انجام دهید.
دو مجسمه تبدیل به انسان شدن و با لبخندی به پشت درختان و
بوته ها دویدن که پشت آنها چند کبوتر بودند.فرشته زمانی که صدای
خنده های دو فرشته را میشنید بسیار خوشحال میشد.
15دقیقه گذشت و دو مسجمه از پشت بوته ها بیرون آمدند
فرشته نگاهی به ساعت کرد و گفت هنوز 15 دقیقه از وقت شما
باقی مانده نمیخواهید ادامه دهید؟
مسجمه مرد با نگاه شیطنت آمیزی به مجسمه زن نگاه کرد و گفت:
میخواهی یک بار دیگر این کار لذت بخش را انجام دهیم؟
مسجسمه زن نگاهی کرد و گفت:
باشه اما این بار تو کبوتر نگه دار من برینم رو سرش!!!!
نکترو گرفتی لایک بززززززن
دیدگاه  •   •   •  1392/08/1 - 12:38
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/30 - 17:53
+3
NeDa
NeDa
سنگ دلی های زمانه چرخ ارابه ی دلم را شکست

حال که تو سواره ای

با این ارابه ی بی چرخ چگونه همراهت شوم
دیدگاه  •   •   •  1392/07/29 - 23:18
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ