*elnaz* *
خسته و داغونم...داغونه داغون..ههههههههی
----------------
شده ام معا دله ی چند مجهولی
این روزها
هیچ کس
از هیچ راهی
مرا نمیفهمد.
---------------
احساس است... مزرعه كه نيست هی شخمش ميزنی لعنتی...
mohamad
هاردی:میخوام ازدواج كنم
لورل:با كی؟
هاردی:معلومه دیگه,با یه زن.مگه تو كسیو دیدی كه با یه مرد ازدواج كنه؟
لورل:آره
هاردی:كی؟
لورل:خواهرم.
maryam
مشخصات یک پسر خوب: ۱- پسره خوب تنهایی میره سینما وپارک – ۲٫ یه پسره خوب بعد از تک زنگ سراغه تلفن نمیره – ۳٫ یه پسره خوب وقته برگشتن به خونه ماشینش بوی اُدکلنه زنونه نمیده- ۴٫ یه پسره خوب تو کلاسّه دانشگاه تا شعاع ۳ متری هیچ خانومی نمیشینه – ۵٫ یه پسره خوب پس از اتمام صحبت گوشی تلفنو بوس نمیکنه – ۶٫ یه پسره خوب وقتی میاد خونه قرمزیه رُژه لب رو صورتش دیده نمیشه – ۷٫ یه پسره خوب بعد از شنیدن اسم جنّیفر لپز استغفرالله میگه
maryam
چگونه دست دلم را بگیرم ودر کنار
دلتنگیهایم قدم بزنم
در این خیابان
که پر از چراغ و چشمک ماشینهاست
…نه آقایان:
مسیر من با شما یکی نیست
از سرعت خود نکاهید
من آداب دلبری را نمی دانم
.
.
.
maryam
دل است دیگر
یا شور میزند
یا تنگ میشود
یا میشکند
آخر هم مهر سنگ بودن
…میخورد روی پیشانیاش
.
.
.
mohammad
باتو،همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند
باتو،آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند
باتو،کوه ها حامیان وفادارخاندان من اند
باتو،زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند
ابر،حریری است که برگاهواره ی من کشیده اند
وطناب گاهواره ام را مادرم،که در پس این کوه هاهمسایه ی ماست در دست خویش دارد باتو،دریا با من مهربا نی می کند
باتو، سپیده ی هرصبح بر گونه ام بوس میزند
باتو،نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زند
باتو،من با بهار می رویم
باتو،من در عطر یاس ها پخش می شوم
باتو،من درشیره ی هر نبات میجوشم
باتو،من در هر شکوفه می شکفم
باتو،من درمن طلوع لبخند میزنم،درهر تندر فریاد شوق میکشم،درحلقوم مرغان عاشق می خوانم در غلغل چشمه ها می خندم،درنای جویباران زمزمه می کنم
باتو،من در روح طبیعت پنهانم
باتو،من بودن را،زندگی را،شوق را،عشق را،زیبایی را،مهربانی پاک خداوندی را می نوشم
باتو،من در خلوت این صحرا،درغربت این سرزمین،درسکوت این آسمان،درتنهایی این بی کسی
،
غرقه ی فریاد و خروش وجمعیتم،درختان برادران من اند و پرندگان خواهران من ان
mitra
سیمین دانشور نویسنده و مترجم سرشناس ایرانی ،
ساعاتی پیش در سن 90 سالگی در گذشت.
او نخستین زن ایرانی بود که به صورت حرفهای در زبان فارسی داستان نوشت.
سیمین دانشور همسر مرحوم جلال آل احمد بود.
او همچنین نخستین رئیس کانون نویسندگان ایران بود.
روحش شاد و یادش گرامی
mina
به نظر شما فلسفه ی آرایش كردن خانومها چیه؟
1- برای دلشون؟
2- برای جلب توجه مردها ؟
3- برای رقابت با زنها؟
4- کمبود اعتماد به نفس؟
... ... 5- چون بدون ارایش از اقایون زشتترند ؟
6- آرایش نکنن چی کار کنن ؟
7- جلوگیری از پدیده ی ترشیدگی
8-همه موارد
mina_z
قوی ترین آدم جهان اونی نیست که دویست وپنجاه کیلو رو یه ضرب بزنه.قوی ترین آدم جهان " زنیه " که با وجود نامردیها. مزاحمتها ی اطرافیان.زورگویی و ترس ... هنوز تو این جامعه درس می خونه.رانندگی می کنه. کار می کنه.عاشق میشه.اعتماد می کنه. مادر میشه و به بچه اش یاد می ده " انسان " باشه........... زنده باشی قهرمان!
8 مارس روز زن مبارک.....