ronak
نه چتر با خود داشتی، . . .
نه روزنامه، . . .
نه چمدان که عشقت شدم ...
از کجا باید می دانستم که مسافری؟!!
ronak
قوانین علم را بر هم زده ای . . .
نبودنت وزن دارد !
تهی . . . اما . . ." سنگیــــــ ـن " !
ronak
فــــــــــــــرزندم : حرمت دست های پینه بسته ام را نگه دار
روزی همین دست ها نان آور خانه ای و در دست های معشوقی بوده است
و این است رسم روزگار........................
ronak
درد ِ دل.....کـه می کنــی .. ضعـف هـایـت، دردهـایــت را می گـذاری درِ سیـنی و تعـارف می کـنی کـه هـر کـدامـش را کـه می خواهنــد ... بــردارنـد ... تیــز کننــد ... تیــغ کننــد ... و بــزننـد بـه ....روحـت.........
ronak
ای دهقان ِ فداكار ؛
تو در روزگاری بزرگ شدی ،
كه مردی برهنه شد ! تا زنان و كودكان زنده بمانند...
امّا من
در روزگاری نفس میكشم ،
كه زنی برهنه میشود ! تا كودكش از گرسنگی نمیرد !!!
mah3a
بازنده من هستم ؛ که هر شب در را باز می گذارم ، شاید بازگردی .... دزد هم که بیاید ؛ چیز مهمی برای بردن نمی یابد ! مهم من بودم ، که تو بردی ... !!!
ronak
تنهاييم را هم نزن !
در هم بود قبلا ، چيز هاي به درد بخورش را برده اند !!
payam
به خره گفتند چكار بلدي؟ گفت عرعرميكنم، جفتك مي زنم، الان هم دارم sms ميخونم
مرسی که راهنماییم کردی.چنتا سوال دارم
1390/12/7 - 12:41