امیرحسین
زندگی رقص واژگان است ، یکی به جرم تفاوت تنهاست ، یکی به جرم تنهایی متفاوت
شاهین
تلفن مدرسه زنگ زد و مدیر گوشی را برداشت.
مدیر: بفرمایید.
صدا: آقای مدیر، پسرم امروز نمی تواند به مدرسه بیاید.
...
مدیر: شما کی هستید؟
صدا: من پدرم هستم
t @ r @ n e
———————————
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت به
انتظار آمدنش نشستم وقتی دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من اورا
دوست داشتم وقتی اوتمام شد من اغاز شدم و چه سخت است تنها متولد
شدن مثل تنها زندگی کردن مثل تنها مردن
شاهین
مسافرکش بدون مسافر داشته می رفته، کنار خیابون یه مسافر مرد با قیافه مذهبی می بینه کنار می زنه سوارش می کنه. مسافر روی صندلی جلو می نشینه. یه دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی می پرسه: آقا منو می شناسی؟ راننده می گه: نه… راننده واسه یه مسافر خانم که دست تکون می داده نگه می داره و خانمه عقب می نشینه. مسافر مرد دوباره از راننده می پرسه: منو می شناسی؟ راننده می گه: نه. شما؟ مسافر مرد می گه: من عزرائیلم. راننده می گه: برو بابا! اُسکول گیر آوردی؟ یهو خانمه از عقب به راننده می گه : ببخشید آقا شما دارین با کی حرف می زنین؟ راننده تا اینو می شنوه ترمز می زنه و از ترس فرار می کنه… بعد زنه و مرده با هم ماشین رو می دزدند!
parham
به نکته های عکس دقت کن و اگه فمیستی لایک بزن!
parham
بچه ها یه سوال میپرسم!
آیا 4 شنبه سوری رسمی ایرانی هست یا خیر؟ لطفا نظر بدید حتی اگه لایکم نمیزنید!
amirreza
انسان با 3 بوسه تكميل ميشود: 1)بوسه ي مادر كه با آن پا به عرصه خاكي ميگذارد 2) بوسه ي عشق كه با آن يك عمر زندگي ميكند 3)بوسه خاك كه با ان پا به عرصه ابديت ميگذارد
>موهاتما گاندی<