یافتن پست: #زن

امید
امید
آن ها که از در می آیند و می روند چهارپایان نجیب و ساکت تاریخ اند حادثه ها را تنها کسانی در زندگی آدمی آفریده اند که از پنجره ها بیرون جسته اند و... یا به درون پریده اند.
دکتر شریعتی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 12:37
+2
امید
امید
در خواب ناز بودم شبی
دیدم کسی در میزند , در را گشودم بر او , دیدم غم است در مییزند
ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا
غم با همه بیگانگی
هر شب به من سر میزند
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 12:23
+2
امیرحسین
امیرحسین
راننده زن بوده یا مرد؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 01:22
+8
مهسا
مهسا
به سلامتی مگس که یادمون داد زیاد که دور کسی بگردی آخرش میزنه تو سرت !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:56
+7
-1
hadith
hadith
یه خسیس تصادف کرده بود وسط خیابون نشسته بود میزد تو سرش می گفت ماشینم داغون شد! دبخت شدم خاک تو سر شدم…افسر رفت بهش گفت بدبخت اینقد حرص ماشینتو میزنی نفهمدی دست چپت از مچ قطع شده…یارو یه نگاه به دستش کرد وگفت: یاحضرت عباس ساعتم……!{-33-}{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:55
+5
مهسا
مهسا
بینِ این آدم ها:
فقط باید عاقلانه زندگی کرد نه عاشقانه....

اونیکه قدش به عشق نمیرسه
غرورتم بگذاری زیر پاش باز هم بهش نمیرسه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:46
+6
-1
مهسا
مهسا
@asall زندگی قانون باور ها و لیاقتهاست ، همیشه باور داشته باش

لایق بهترین هایی . . .{-35-}
4 دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:37
+7
مهسا
مهسا
@Amir "شادی" ، پروانه ی است که هرچه تقلا کنی نمیتوانی آن را شکار کنی ، باید آرام باشی تا روی شانه ات بنشیند ، پس زندگیت سرشار از آرامش و شانه هایت پر از پروانه .
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:36
+7
محمد
محمد
از مرد فرانسوی پرسیدند: چرا دست زن رو میبوسی؟ پاسخ داد: چون زن محترم است و نیمه گمشده مرد را تکمیل میکند
مرد آلمانی به این سوال اینگونه پاسخ داد: زن مقدس است چون میزاید و ادامه زندگی در اوست
و پاسخ مرد ایرانی: بالاخره باید از یه جایی شروع کنم دیگه !!
3 دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:10
+7
moein
moein
سه تا تهرونی رفته بودن اصفهان به قصد این که اصفهانی ها رو دست بیاندازند.
یه هفته سعی کردن ولی نتونستند. روز آخر وقتی داشتند بر می گشتن تهران، کنار یه توالت عمومی که چند تا اصفهانی هم نزدیکش ایستاده بودن توقف کردند.
یکیشون گفت: اکبر! ما یه بدهی هم به این اصفهانی ها داریم، بدیم و بریم...
رفت توی توالت و... اومد بیرون و همین طور که داشت لباسش رو مرتب می کرد گفت: ما بدهی مون رو دادیم.
یکی از اصفهانی
5 دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:09
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ