یافتن پست: #زن

ronak
ronak
تصادف شده زنگ زدم اورژانس میگه کسی صدمه دیده پ نه پ زنگ زدم بگم همه سالمن نگران نشو !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 14:50
+2
ronak
ronak
دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم ازراه اومده میگه خوابه؟ میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 14:46
+2
ronak
ronak
[ زی ذی نامه ] الهی ! به‎ ‎مردان درخانه ات. به آن زن ذلیلان فرزانه ات . به آنانکه در بچه داری تکند. یلان عوض کردن پوشکند . به آنانکه باذوق وشوق تمام . به مادرزن خود بگویند : مامان . به آنانکه دامن رفو میکنند. زبعد رفویش اتومیکنند. به آن قرمه سبزی پزان قدر . به آن مادران به ظاهرپدر . الهی ! به آه دل زن ذلیل . به آن اشک چشمان ممد سبیل ! که ما را براین عهد کن استوار! ازاین زن ذلیلی مکن برکنار.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 13:32
+5
ronak
ronak
مرد آمد و دردی به دل عالم شد ، از روز ازل قسمت زن ها غم شد در دفتر خاطرات حوا خواندم جانم به لبم رسید تا آدم ، آدم شد.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 13:23
+4
رضا
رضا
@ronak در دل و جان خانه کردی عاقبت هر دو را دیوانه کردی عاقبت آمدی کآتش در این عالم زنی وانگشتی تا نکردی عاقبت ای ز عشقت عالمی ویران شده قصد این ویرانه کردی عاقبت من تو را مشغول می​کردم دلا یاد آن افسانه کردی عاقبت عشق را بی​خویش بردی در حرم عقل را بیگانه کردی عاقبت یا رسول الله ستون صبر را استن حنانه کردی عاقبت شمع عالم بود لطف چاره گر شمع را پروانه کردی عاقبت یک سرم این سوست یک سر سوی تو دوسرم چون شانه کردی عاقبت دانه​ای بیچاره بودم زیر خاک دانه را دردانه کردی عاقبت دانه را باغ و بستان ساختی خاک را کاشانه کردی عاقبت ای دل مجنون و از مجنون بتر مردی و مردانه کردی عاقبت کاسه سر از تو پر از تو تهی کاسه را پیمانه کردی عاقبت جان جانداران سرکش را به علم عاشق جانانه کردی عاقبت
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 13:07
+1
ronak
ronak
لجبازی غضنفر با خدا: حالا که ابر میاری بارون نمیزنی منم وضو میگیرم نماز نمیخونم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 12:57
+3
ronak
ronak
دوست دخـــ ــتر غضنفر میخواسته باهاش بهم بزنه غضنفر میفهمه میگه من حامله ام
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 12:45
+5
ronak
ronak
زندگی رو بوسیدم گذاشتم کنار....... از اون موقع هی میره میاد میگه یه بوس میدی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 12:30
+4
ronak
ronak
همیشه اول راهیم راز گم شدن همینه،اونکه کوله بارو بسته ته راهو نمیبینه،یه نگاه اشتباهی یه هراس بی نشونه،همه خاطره های پشت سر رو میسوزونه،روزای زندگی گاهی مثل یک زندون سرده،گاهی که بغضای کهنه قلبامونو دوره کرده،دوباره عاشقی و غم دوباره حسرت دیروز،دوباره شراره های یه گذشته نفس سوز
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 11:47
+2
ALI SHABAN
ALI SHABAN
!×! من مشهد متولد شدم و همیشه مشهد زندگی میکردم !×!*** در مورد موضوعات ای سایت ::»» با رعایت حجاب هر چیزی که دوست داری بذار !×!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 09:41
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ