Hossein Behzadi
سکه ی زندگیم شیر ندارد!اما همین خطی که مرا به تو وصل نگه میدارد را خیلی دوست دارم...
mahdi
میوه فروشه داشت میوه ها رو از وانتش پیاده می کرد رفتم بهش گفتم اکبرآقا میوه ها تازه هستند گفت پـَـــ نــه پـَـــ یار گرمابه و گلستانم هستند شبا میگذارمشون تو وانت با هم تو شهر گشت میزنیم
mahdi
رفتم آرایشگاه میگم آقا بزن که اسمم در اومده واسه خدمت…میپرسه با صفر؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ دورشو سفید کن اعزام شدم آلمان نازی
mahdi
تو اوج خواب آلودگی ،دارم صورتمو آب میزنم که خوابم بپره.دوستم میپرسه:میخوای خوابتو بپرونی؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ میخوام ببینم باشستن چشمام میشود تو را جور دیگر دید…..
mahdi
به زنم میگم بریم سومالی؟میگه واسه کمک و همدردی؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ واسه رژیم لاغری
mahdi
زنگ زدم ۱۱۰ میگم صدای اهنگ همسایمون بلنده یارومیگه الان بلنده؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ پارسال بلند بود زنگ زدم خاطرشو زنده کنم!
mahdi
رفتم داروخونه. گفتم: شیر می خواستم. زن داروخونه چی می پرسه: شیر خشک؟
می گم: پـَـــ نــه پـَـــ شیر تر. می خواستم از خودتون بخوام ولی روم نمی شد…!
mahdi
امشب رفتگر محله زنگ خونمون رو زده میگم ماهیانه میخوای؟ میگه پـَـــ نــه پـَـــ دیشب خوابتو دیدم اومدم بهت سر بزنم ببینم حالت خوبه در سلامتی کامل به سر می بری هوو ؟!
mahdi
رفتم اون دنیا ن[!] و منکر اومدن تو قبرم میگم اومدین سوال بپرسین؟ باهم میگن پـَـــ نــه پـَـــ اومدیم تو رو باد بزنیم یه وقت گرمت نشه
mahdi
وسط جاده خلخال زنجان پنچری ماشینمو می گرفتم یه آقاه رسید گفت پنچر شدی؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ لاستیکم گرمش شد در آوردم هوا بخوره!!