یافتن پست: #زن

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتیم مهد کودک اسم بارانو بنویسیم مدیره میپرسه معلم مهربون میخوید میگم پـَـــ نــه پـَـــ معلم شلاغ زن میخایم تا درست ادبش کنه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 14:20
+5
-1
mahdi
mahdi
رفتیم مهد کودک اسم بارانو بنویسیم مدیره میپرسه معلم مهربون میخوید میگم پـَـــ نــه پـَـــ معلم شلاغ زن میخایم تا درست ادبش کنه
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 14:09
+4
gamer
gamer
دانايان با عمل زندگي مي كنند، نه با انديشه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 13:19
+3
sasan pool
sasan pool
رسم ما آوارگان ترک وفای دوست نیست رسم ما دریا دلان خشکیدن احساس نیست ما محبت را به نام دوست ارزان میکنیم تا صداقت زنده است ما هم رفاقت میکنیم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 13:05
+3
ronak
ronak
بیست و چهارساعت از زندگی یک پسر!!!؟؟؟ ۸ صبح: تو رخت خواب….. ۹ صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده…. ۱۰ صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه (الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!) ۱۱ صبح : از جا میپره سمت دستشویی………… .(اگه نه که باز خوابه) ۱۲ صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه ۹۹ تا میس کال ۱۹۹ تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا – رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله! میشه یه ساعت دیگه هم خوابید! ۱ ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم علی جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای ش[!]ت بره ….علی جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم پاشو دیگه پرتش میکنه ۲ ظهر:ماماااااااااااااان …..ناهار ۳ ظهر:مامااااان جورابام کو؟ ۴عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟ ۵ عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ث
3 دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:59
+7
ronak
ronak
سه تا مرد مست بودن سوار تاکسی شده بودن. وقتی اون سه تا سوار شدن و در رو بستن راننده که میبینه اینا مست هستن میخواد ازشون یه پولی بکنه! سریع ماشین رو روشن میکنه بعد زود خاموش میکنه میگه: مسافرین عزیز رسیدیم به مقصد!! مرد اولیه پول میده پیاده میشه... مرد دومیه نه تنها پول میده بلکه تشکر هم میکنه... مرد سومیه اما با عصبانیت تمام یه دونه محکم میزنه توکله راننده!!! راننده میگه چرا زدی؟!!!!! مرد سومیه میگه: اینو زدم که درس عبرتی بشه واست از این به بعد تند نری، داشتی هممونو به کشتن میدادی مردیکه !!!! :))))))
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:58
+7
رضا
رضا
درخت را به نام برگ بهار را به نام گل ستاره را به نام نور کوه را به نام سنگ دل شکفته مرا به نام عشق عشق را به نام درد مرا به نام کوچکم صدا بزن!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:57
sasan pool
sasan pool
مطمئن باش ، برو … ضربه ات کاری بود ، بی وفایی کردی..دل من سخت شکست … و چه زشت به من و سادگیم خندیدی به من و عشقی پاک ، که پر از یاد تو بود … و به این قلب یتیم که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود … تو برو تا راحت تر تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:57
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
بدترین حسرتی که در زندگی میخوریم از این نیست که چرا اعمال خطایی انجام داده ایم..... بلکه از این است که چرا اعمال درستی را برای کسی که لیاقیش را نداشت انجام داده ایم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:56
+1
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
اینو رو شیشه یه دونه از این آمبولانسای نعشکش خوندم... تا حالا فکر کردی آخرین مدل ماشینی که سوار میشی چیه؟!!.. ...زور نزن....مسافر خودمی..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:55
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ