یافتن پست: #زن

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 12:40
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
برفت آن زمان نزد فخر زمن

زنوباوگان قاسم بن الحسن

بگفتا مرا اذن پیکار ده

مرا فرصتی بهر این کار ده

بگفتش عمو جان در این کارزار

تویی از برادر مرا یادگار

بسی بوده در دل تو را آرزو

که در حجله داماد ببیند عمو

عمو را بگفت قاسم نامدار

که بعد تو باشم دگر داغدار

سر زلف قاسم سپس شانه زد

جهان آفرین شاد و شکرانه کرد

به میدان فرستاد داماد را

که تا برکند ظلم و بیداد را

به جنت گرفت حجله بخت از او

به پیکار رسوا شد از او عدو

بسی اشک عابد زغم چون بریخت

زهجران قاسم فلک خون گریست
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 11:57
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 22:26
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو.
برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.
برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن .
برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر .
برای عشق وصال کن ولی فرار نکن .
برای عاشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن .
برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش .
برای عشق خودت باش ولی خوب باش.

دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 21:05
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛ با آنکه تنهایند
ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛
پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند

دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 21:03
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

پرنده ای که بال وپرش ریخته باشد! مظلومیت خاصی دارد!
باز گذاشتن در قفسش تو هینی است به او!
در قفس را ببند تا زندان دلیل زمینگیر شدنش باشد!
نه پرو بال ریخته اش...

دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 21:02
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

نبینم چشم هایت را اسیر درد ها ای یار غمت را روی دوش خسته ام ای نازنین بگذار بیا ای نازنین...
اکنون...داغ دریا را به دل دارم بدون یاد تو بیزارم از هر کوچه بازارم... کجایی آسمانم؟؟؟؟؟؟؟
بال های سبزمان گم شد... میان کوچه هایی که پر است از سنگ از دیوار......
بیا خورشید... کم کن فصل های سرد و ساکت را بیا اندوه شب را از نگاه خسته ام بردار

دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 20:58
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

پرسیدم چطور بهتر زندگی کنم؟ با کمی مکث جواب داد: گذشته‌ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر
با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه‌ای بیانداز
شک‌هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن
زندگی شگفت انگیز است، در صورتی‌که بدانی چطور زندگی کنی

دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 20:57
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

زندگی دفتری است از خاطره ها یک نفر در شب کام یک نفر در دل خاک یک نفر همدم خوشبختی هاست  
یک نفر همسفر سختی هاست  چشم تا  باز کنیم عمرمان می گذرد        
ما همه همسفریم  

دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 20:55
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
لاستيك قلبمو با ميخ نگات پنچر نكن*
بوق نزن ژيان
ميخورمت*
بر در ديوار قلبم نوشتم ورود ممنوع عشق آمد و گفت من بي سوادم*
پشت يه ژيان هم نوشته بود
جد زانتيا*
قربان وجودت که وجودم زوجودت بوجود آمده مادر
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 20:49
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ