یافتن پست: #زن

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مجازی شادیم،مجازی عاشق میشویم، مجازی یکدیگررا دلداری میدهیم،اما...
واقعی تنهاییم،واقعی دردمیکشیم...و واقعی ازعشق های مجازی لطمه میخوریم!
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 15:22
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
با اونایی که ” دستشون به دهنشون نمیرسه ” درست حرف بزن!!
ممکنه دستشون به دهن تو برسه !!
.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 15:14
+2
saman
saman
اینکه نامـــــــــــش
زندگـــیـــست
مرا کــــشت
حـــیــــران مانده ام
آنکه نامــــش مـــرگ است
با مــــن چــــه میکند …!

(نجیب زاده)
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 15:14
+2
saman
saman
بی تو هم می‌شود زندگی کرد
قدم زد، چای خورد، فیلم دید، سفر رفت؛ …
فقط
بی تو نمی‌شود به خواب رفت!


[رضا کاظمی]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 15:12
+2
saman
saman
آدم های ساده را دوست دارم.
همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند.
همان ها که برای همه لبخند دارند. همان ها که همیشه هستند، برای همه هستند.
آدم های ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعت ها تماشا کرد؛ عمرشان کوتاه است.
بسکه هر کسی از راه می رسد یا ازشان سوء استفاده می کند یا زمینشان می زند یا درس ساده نبودن بهشان می دهد.
آدم های ساده را دوست دارم.
بوی ناب “آدم” می دهند…

(نجیب زاده)
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 15:04
+3
saman
saman

دلخور از وسوسه ی بی پایان
شاکی از خودزنی بی جبران
بهترین فرصت و از کف دادم
بدترین جای زمان افتادم


من به این فاجعه عادت کردم
که برم خسته بشم برگردم
پشت بی حوصلگی پنهون شم
بشنوم چیزی نگم داغون شم
من به این فاجعه عادت کردم
که برم خسته بشم برگردم
پشت بی حوصلگی پنهون شم
بشنوم چیزی نگم داغون شم


من به این ناخوشی هر روزه
که نفسگیر و تبسم سوزه
نبض احساسم و عادت دادم
نمی پرسم که چرا افتادم
نمی پرسم
نمی پرسم


من به این فاجعه عادت کردم
که برم خسته بشم برگردم
پشت بی حوصلگی پنهون شم
بشنوم چیزی نگم داغون شم
من به این فاجعه عادت کردم
که برم خسته بشم برگردم
پشت بی حوصلگی پنهون شم
بشنوم چیزی نگم داغون شم


متن ترانه ناخوشی مسعود امامی

دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 14:37
+5
saman
saman

همیشه منتظرت هستم
خیال می کنم پشت در ایستاده ای و در میزنی
اینقدر این در کهنه را باز و بسته کرده ام که لولایش شکسته است
لولای شکسته در را عوض میکنم
انگار کسی در میزند
در را باز می کنم و در خیالم تو را می بینم که پشت در ایستاده ای
می گویم:
بانو خوش آمدی
ولی تو نیستی
پشت در تنهاییست
در را می بندم و باز دوباره باز میکنم
ولی هنوز هم نیستی
اینقدر باز میکنم و می بندم که لولای در دوباره می شکند
کاش می آمدی
می دانم چشم خسته ام بسته خواهد شد
قلبم خسته ام خواهد ایستاد
ولی تو نخواهی آمد
بانو
بانو
بانو جان
تا آخر عمر فقط همین خواهد بود
من و در و لولای شکسته
و حسرت دیدار تو
فقط همین…


[کیکاووس یاکیده]

دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 14:16
+3
saman
saman

به کوری چشم دنیا


که ساز مخالف می زند با من . . .


من ساز خودم را میزنم…!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:46
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه همسایه پیری داریم، کلیپ کامران و هومن و دیده میگه چقدر این زن و شوهر بهم میان!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:33
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
داشتم از جلوی دستشویی رد می شدم، یه دفعه دیدم بابام داره با مسواک من مسواک می زنه!وایسادم به جیغ و هوار و دعوااااااااابابام گفت: خوب حواسم نبود! بعد که داشت از دستشویی بیرون می رفت، برگشت گفت:حالا نری تلافی کنی با مسواک من مسواک بزنی ها!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:32
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ