یافتن پست: #زن

Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


رابطه هاى امروزى : مى تونيد به همديگه دست بزنيد ، ولى نمى تونيد به گوشى هاى همديگه دست بزنيد ...


دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 17:16
+3
saeed
saeed
ما یه بار رفتیم مسجد شام مفتی بخوریم شلوغ شد جو گرف یهو دیدم وسط مسجد لخت شدیم داریم سینه میزنیم ، عاخره شب شامم ندادن :|
دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 13:15
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

گنجینه رازی است بهر مویت وز آن موی هر چنبره ماری است به گنجینه رازت ای سیب بهشتی به لب و گونه گلگون داغ است دل لاله که دیوی زده گازت در خویش زنیم آتش و خلقی به سر آریم باشد که ببینیم بدین شعبده بازت کبک و بره شاید به سر سفره شاهان درویش تو سر کن به همین نان و پیازت صد دشت و دمن صاف و تراز آمد و یک بار ای جاده انصاف ندیدیم ترازت شهری به تو یار است و غریب اینهمه محروم ای شاه نبازم دل درویش نوازت سید محمد حسین شهریار

دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 12:28
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

ای چشم خمارین تو و افسانه نازت وی زلف کمندین من و شبهای درازت شبها منم و چشمک محزون ثریا با اشک غم و زمزمه راز و نیازت خود کیستی ای نغمه نوازنده بی سیم امشب به جگر می خوردم زخمه سازت باز آمدی ای شمع که با جمع نسازی بنشین و به پروانه بده سوز و گدازت سر کن به شب و ناله شبگیر من ای دل تا شبرو عشقیم نشیب است و فرازت خواننده نمازم من اگر قبله ندانم ای کعبه دلها که بخوانم به نمازت

دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 12:25
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

ناله روح وای چه خسته می کند تنگی این قفس مرا پیر شدم نکرد از این رنج و شکنجه بس مرا پای به دام جسم و دل همره کاروان جان آه چه حسرت آورد زمزمه جرس مرا گرگ درنده ئی به من تاخت به نام زندگی پنجه که در جگر زند نام نهد نفس مرا طوطی هند عالم قدسم و طبع قند جو وه که به گند خاکیان ساخته چون مگس مرا من که به شاخ سرو و گل پا ننهادمی , کنون دست نصیب بین که پر دوخت به خار و خس مرا آب و هوای خاکیان نیست به عشق سازگار آتش آه گو بسوز آنچه به دل هوس مرا جز غم بی کسی در این سفله سرای ناکسی من نشناختم کسی گو مشناس کس مرا ناله شهریار از این چاه به در نمی شود ور نه کمند مو هلد ماه به دسترس مرا

دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 12:19
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
دیگر نگاه وصف بهاری نمی کند شرح خزان دل به نگاه زبانش است من دل بخواه خویش نجستم ولی خدا با هر کس آن دهد که به جان دل بخواهش است من کیستم ؟ اسیر محبت گدای عشق وز ملک دل که حسن و هنر پادشاهش است در شهر ما گناه بود عشق و شهریار زندانی ابد به سزای گناهش است
دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 12:15
+2
xroyal54
xroyal54
چقدر سخته که زن باشی و بخوای به یه مِرد "مردونگی" یاد بدی!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 02:31
+8
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
یارو ازدواج میکنه شب اول تنها میخوابه! زنش میگه منو بغل نمیکنی؟ بوسم نمیکنی؟ .....یارو میگه خفه شو من زن گرفتم از این کصافط کاریا دست بر دارم {-32-}
دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 01:33
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


وقتی نه دستی برای گرفتن است… نه آغوشی برای گریه… نه شانه ای برای تکیه… انتظار نداشته باش خنده ام واقعی باشد. این روزها فقط زنده ام تا دیگری زندگی کند…!!


دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 01:03
+6
fingliiiiiiii
fingliiiiiiii
شبی مجنون به گورستان دویدم شرابه مرگ را از جام چشیدم
در آنجا مردگان را زنده دیدم چو باران اشک شادی میچکیئم........
دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 00:38
+10

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ