بابام با ماشین تصادف کرده زنگ زده به من فحش میده می گم چی شده ؟ میگه تصادف کردم ! می گم چرا به من فحش می دی؟ میگه : وقتی تصادف کردم داشتم به تو فک می کردم
مردی مرده بود و او را غسل داده و کفن کرده بودند و روی تخت غسالخانه گذاشت بودند تا تابوت بیاورند و تشیعش کنند، زنش را دیدند که بادبزنی به دست گرفته و کفن او را که از آب غسل مرطوب شده بود، باد می زند ! گفتند : عجب زن با مهر و محبتی که حتی بعد از مرگ شوهرش به فکر آسایش اوست نزدیک رفتند و گفتند : ای زن ، مرده را خیسی و خشکی و سردی و گرمی تفاوت نمی کند، خودت را به رنج مینداز ! زن گفت : آخر، شوهرم وصیت کرده که تا کفنش خشک نشده، شوهر نکنم
دیروز دیدم یه پسر بچه قدش به زنگ ایفون نمیرسه هی داره خودشو میکشونه بالا ، منم مثل یه رابین هود رفتم ، گفتم :میخوای برات زنگ بزنم ، اونم سرشو تکون داد و گفت اوهوم…..
برای اینکه سریعتر در رو براش باز کنن دو سه بار زنگ زدم ،