♥ نگار ♥
انقدر درازی کاذب دیدم الان شک دارم زرافه کلیپس میزنه یا کفشاش پاشنه بلنده...
شما چی میگین؟؟؟؟؟؟؟
♥ نگار ♥
دیدین تو این تبلیغا وقتی آخر شون زنه کارشون تو آشپزخونه تموم میشه بچه ها میدوئن میپرن تو بغل مامانشون؟؟
عاقا ما هم اومدیم اینکار رو بکنیم مادرمون ترسید همچین با لگد زد شیکمم با کمر رفتم تو دیوار مهره های شیش و هشتم از حلقم زدن بیرون
♥ نگار ♥
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ،
متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است .
تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند .
نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه
متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ،
زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این
فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود
تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر
زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر
نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد :
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم !!!
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی .
راستش آنها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا میاد
میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته ، من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم .
همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت .
امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه !!!