♥ نگار ♥
امـروز مـیـخـوام تــو زنـدگـیـم تـغـیـیـر ایـجـاد کـنـم :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
مـیـخـوام بـشـیـنـم رو تـلـویـزون و مـبـل تـمـاشـا کـنـم !
♥ نگار ♥
زنگ زدم خونه خاله م گودزیلاشون تلفن رو برداشته
میگم مامان خونه س؟ میگه آله داله گریه میتونه
میگم بابات کجاست؟میگه لفته کلانتلی
میگم داداشت کجاست؟ میگه لفته بیمالستان
میگم چرا؟
میگه : اخه من گم شدم!!!
میگم کجایی مگه؟ میگه ژیر تخت!!
♥ نگار ♥
ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﻣﯿﮕﻢ ﮐﺪﻭﻡ ﮔﻮﺭﯼ ﺗﻮﻟﻪ ﺳﮓ؟
.
.
.
ﯾﻬﻮ ﺩﯾﺪﻡ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻩ ﺳﮕﻢ ! ﺗﻮﻟﻪ ﺳﮓ ﺍﺯ
ﺣﻤﻮﻡ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺩ ﻣﯿﮕﻢ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻪ !!!! ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺑﻮﺩ |:
محمد حسن کاظمی
پرسه میزنی " از این شاخه به ان شاخه میپری " سفره دلت را همه جا باز می کنی "می خواهی باشی اما نه تنها "بود و نبودت برای کسی فرقی نمیکنه " برای موندن فقط باید بود اما عاشقتر از همیشه " انقدر عاشقی که ترجیح میدی نباشی " تنها ..عاشق..و شاید باشی اما دیوانه"مجنون..هر چیزی جز دورو " حسود " و قلبی به وسعت یک اسمون کینه...فقط می نویسم از تو"... و عشق دیگر مهم نیست که عاشق باشی یا نباشی فقط باورم کن "...حتی اگر شده به قیمت زندگی...همین!؟چیز دیگری نمیخواهم
محمد حسن کاظمی
ببین باٰ توأم☜☜ غُرورمو اٰز سَرِ راه نچیدم♛✘ کهِ هَر وَقت خواستی خوردش کُنی↯ غرورٍ مَن اَگِ بشکنه✔ باٰ تیکه تیکهاٰش شاهرَگِ زندِگیتوُ میزنم↭✘