maryam
به یک جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی رنج را نباید امتداد داد. باید مثل یک چاقو که چیزها را میبرد و از میانشان میگذرد؛ از بعضی آدمها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی...
saeed
زندگی هر دختری یك سوال هست كه تا آخر عمر او را همراهی میكند . . .
حالا چی بپوشم؟
نيلوفر
راه من نگاه توست
پلك نزن
بي راهه مي روم...
nahid
ليلي ، تشنه تر شد
ليلي گفت : امانتي ات زيادي داغ است . زيادي تند است.
خاكستر ليلي هم دارد مي سوزد، امانتي ات را پس مي گيري؟
خدا گفت: خاكسترت را دوست دارم، خاكسترت را پس مي گيرم.
ليلي گفت : كاش مادر مي شدم، مجنون بچه اش را بغل مي كرد.
خدا گفت: مادري بهانه عشق است، بهانه سوختن، تو بي بهانه عاشقي، تو بي بهانه مي سوزي.
ليلي گفت: دلم زندگي مي خواهد ، ساده ، بي تاب، بي تب.
خدا گفت: اما من تب و تابم ، بي من ميميري...
ليلي گفت : پايان قصه ام زيادي غم انگيز است، مرگ من ، مرگ مجنون،
پايان قصه ام را عوض مي كني؟
خدا گفت: پايان قصه ات اشك است. اشك درياست،
دريا تشنگي است و من تشنگي ام، تشنگي و آب. پاياني از اين قشنگ تر بلدي؟
ليلي گريه كرد. ليلي تشنه تر شد.
خدا خنديد.
محمد
حکومت نظامی میشه به غضنفر میگن ازساعت 9به بعدهرکس رودیدین با تیر بزنید . ساعت 7 غضنفر یه نفرو با تیرمیزنه میگن چرا اینو کشتی ؟ میگه آدرسی که این داشت تا ساعت 10هم پیدا نمیکرد !