یافتن پست: #زن

مهسا
مهسا
گاه در زندگی ، موقعیت هایی پیش میآید که انسان
باید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 17:50
+3
mah3a
mah3a
حـ ـ ـرفی نـ ـ ـدارم بـ ـ ـزنم....

+ فـ ـ ـقط خـ ـ ـواستم بـ ـ ـ گم....

+اه...هــ ـ ـیچی...

+مــ ـ ـ راقب دلـ ـ ـ اتون بـ ـ ـاشید...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 17:01
+5
-1
Danial
Danial
سال ١٣٩٠ هم گذشت ...
بعضیا دلشون شکست ،
بعضیا دل شکوندن ،
خیلیا عاشق شدن و
خیلیا تنها ...
گریه کردیم ،
خندیدیم ،
خیلی ها از بینمون رفتن و
خيلى ها وارد زندگيمون شدن ...
حالا فقط ٢ روز مونده ؛
٢ روز از يه سال خاطره هامون که گذشت !...
و ٢ روز به تموم شدنِ سالى كه با همه خوبى ها و بدى هاش ،
ميره و ازش فقط يه مُهرِ "١٣٩٠" زير اين خاطره ها به جا ميمونه ..
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 16:30
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
هر وقت دیدی حریف داره برنـــده میشه یه لبخنـــد بـــزن تا به بردش شک کنه !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:59
+13
saeid
saeid
همیشه توزندگی واسه کسی بسوز که برای خاموش کردنت با اشک تلاش کنه!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:57
+2
maryam
maryam
آرامتــر تكــانـش دهیــد... مـَـرگ مَغـــزی شُــده...بــایـد زودتـــر دفــن شــود... چیـــزی بــَرای اِهـدا هـــم نــدارد... اِحســـاسَـــم است ! تــــا همیـن دیــروز زنـده بـــود خـــــودم دیـــدم ، كِســـی لِهــــش كــــــرد و رَفــت..!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:18
+6
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
ترا از دور می بوسم به چشمی تر خداحافظ
مرا باور نکردی می روم دیگر خداحافظ
مرا لایق ندیدی تا بپرسی حال و روزم را
برو با دیگران ای بی وفا دلبر خداحافظ
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ایامتان به کام
تا اطلاع ثانوی خدانگهدار{-41-}
23 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:16
+10
ronak
ronak
خیلی وقت ها آدم ها، حالم را بهم می زنند
خیلی وقت ها، حوصله آدم های اطرافم را ندارم
خیلی وقت ها خسته می شوم از آدم بودن
از تظاهر کردن...
خیلی وقت ها دلم می خواهد عصیان کنم
خیلی وقت ها دلم می خواهد طرد شوم از دنیا
خیلی وقت ها............
خیلی وقت هایم زیاد می شوند.............
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:13
+8
ramin
ramin
از تصادف جان سالم بدر برده بود

و می گفت زندگی خود را مدیون ماشین مدل بالایش است

و خدا همچنان لبخند می زد . . .
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:09
+6
reza
reza
لحظه ی به تو رسیدن یه تولد دوبارس

شهر چشم تو رو داشتن یه غروب پر ستارس

خواستن دستای گرمت مث ماجرا می مونه

برق الماسای چشمت مث کیمیا می مونه

اگه تو قسمت من شی می زنم یه رنگ تازه

اسم من کنار اسمت

اسم من کنار اسمت قصر خوشبختی میسازه

تو رو هر کی داشته میره تا قله خورشید

با تو میشه غصه ها رو به زلال چشمه بخشید
زیر چتر لمس دستات میشه تا خدا رها شد

‎میشه رفت تا آسمونا شاید اون بالا خدا شد

با تو غم رنگی نداره زندگی شهر فرنگه

از تو قلعه ی نگاهت رنگ غصه ام قشنگه

از تو قلعه ی نگاهت رنگ غصه ام قشنگه

سهم هرکسی که باشی خوش به حال روزگارش

پاییز و زمستوناشم میشه هم رنگ بهارش

شعله ی آتیش چشمات یه چراغونی زیباس

لحظه ی به تو رسیدن بهترین لحظه دنیاس

با یه لبخند طلاییت همه ی زمین می لرزه

آرزوی تو رو داشتن به هزار ونیا می ارزه

روی انگشتر شعرم قیمتی ترین نگینی

دوست دارم واسه همیشه روی چشم من بشینی

میشه تو هوای پاکت تا سحر نفس نفس زد

تا تو باشی میشه آسون چهره ی آفتابو پس زد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:07
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ