..... رجز خوانی مرد
به نام خداوند مرد آ فرین که بر حسن صنعش هزار آفرین
خدایی که از گِل مرا خلق کرد چنین عاقل و بالغ و نازنین
خدایی که مردی چو من آفرید و شد نام وی احسنالخالقین
پس از آفرینش به من هدیه داد مکانی درون بهشت برین
خدایی که از بس مرا خوب ساخت ندارم نیازی به لاک، همچنین
رژ و ریمل و خط چشم و کرم تو زیباییام را طبیعی ببین
دماغ و فک و گونهام کار اوست نه کار پزشک و پروتز، همین!
نداده مرا عشوه و مکر و ناز نداده دم مشک من اشک و فین!
مرا ساده و بیریا آفرید جدا از حسادت و بیخشم و کین
زنی از همین سادگی سود برد به من گفت از آن سیب قرمز بچین
من ساده چیدم از آن تکدرخت و دادم به او سیب چون انگبین
چو وارد نبودم به دوز و کلک من افتادم از آسمان بر زمین
و البته در این مرا پند بود که ای مرد پاکیزه و مهجبین
تو حرف زنان را از آن گوش گیر و بیرون بده حرفشان را از این
که زن از همان بدو پیدایشات نشسته مداوم تو را در کمین!
عضوم داش .استفاده میکنیم. مرســ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـی
1390/12/26 - 14:01خیلی اقای اگر خبر جدیدی از استقلال داشتی بزاری خیلی خوشحال میشم داش قولم جبران میکنم
1390/12/26 - 14:02چشم داش
1390/12/26 - 14:06استقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلال ............. سوراخــــــــــــــــــــــــــــــــــه !!!!!!!!!!!!!!!
1390/12/26 - 22:22 ( لايک توسط 2 کاربر )من عاشق آدمای کوچیکیم که دوست دارن همه جا داد بزنن که کوچیکن وکوچیک بودنشونو به همه اعلام کنن حالا به هر شکلی
1390/12/26 - 23:16 ( لايک توسط 1 کاربر )