یافتن پست: #زن

Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
مُردن برای زنی که عاشقشی ، از زندگی کردن باهاش آسون تره !
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:27
+7
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
♥نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...
ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...
کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...
کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم
و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است
میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...
من زنده ام اما ....♥
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:20
+8
شاهین
شاهین
از طرفه قلت املایی مخصوصه شادکردنه بچه هایی گل bia 2 uni


فتوالله واستاده بوده سر كوچه، هي اخ و تف مينداخته، باخودش ميگفته: نامرد عجب دست فرموني داشت! يك بابايي ازش ميپرسه: ببخشيد، ميشه بگيد چيكار ميكنيد؟ ميگه: طرف تو كوچه شيش متري با تريلي هيجده چرخ اومده بود ميخواست دور بزنه گفتم نميشه گفت: اگه شد چي؟ گفتم اگه شد بيا برين تو دهن من! ! نامرد عجب دستفرموني داشت!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:19
+7
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
از مرد فرانسوی پرسیدند: چرا دست زن رو میبوسی؟ پاسخ داد: چون زن محترم است و نیمه گمشده مرد را تکمیل میکند
مرد آلمانی به این سوال اینگونه پاسخ داد: زن مقدس است چون میزاید و ادامه زندگی در اوست
و پاسخ مرد ایرانی: بالاخره باید از یه جایی شروع کنم دیگه !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:15
+7
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
طرف زنش ميميره ، توي تشييع جنازه كنار تابوت ميكه : لا اله ايولا !
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:11
+8
ronak
ronak
اگــــه یه روزی یکـــــی بهت گفت دوستت دارم
بدون داره حرف مفت میــــزنه ,
مگــــه نفـــر قبلـــــی هـــم همینـــو نگفـــته بود ؟!
کجـــــاست حالا؟!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:01
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
یه روز یه بابایی پسرش فارغ التحصیل میشه ..هیچی هم بارش نبوده.

زنگ میزنه به پارتیش میگه : دمت گرم واسه پسرم یه شغلی پیدا کن.

پارتیه میگه : میخوای سفیرش کنم؟

باباهه میگه : نه بابا اون خیلی زیاده..

پارتیه میگه : میخوای وزیرش کنم ؟

... ... ... ... باباهه میگه : اوووووووف نه...

پارتیه میگه : میخوای وکیلش کنم ؟

باباهه میگه : نه بابا یه جایی کارمندی چیزیش کن..

پارتیه میگه : شرمنده اون دیگه سواد میخواد... :
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 18:58
+7
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
نذاری فاصله ها ، تو هجوم سایه ها ، میون غریبه ها ، نذاری توجاده ها تورو از من بگیرن ، تو خودت خوب می دونی ، توی راه زندگیم ، دلخوشم به بودنت ، پس نکنی یه کاری تا فرق نکنه چه بودنت ، نبودنت.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 18:58
+8
☺SAEED☻
☺SAEED☻
يارو تو مترو داشت جوراب زنونه ميفروخت،
بهم گفت: يه دونه بخر، گفتم: من مجردم، زن ندارم!
گفت: بخر بكش رو سرت برو دزدی!
یعنی يه همچين ملت سرخوشی داریم ما :)))
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 18:36
+3
ramin
ramin
چه قدر دوست داشتم تمام دلتنگی های این روز ها را با كسی تقسیم می كردم ، و یا كسی بود برای گوش دادن و درد دل كردن ، بماند كه آنقدر فاصله زیاد شده كه هرچه فریاد می زنم گویا صدایم را نه تو می شنوی و نه هیچ كس دیگر ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 18:35
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ