یافتن پست: #زن

aB'Bas S
aB'Bas S
ماهيان شهرما از كوسه ها وحشيترند * بره هاي اين حوالي گرگها را ميدرند * سايه از سايه هراسان درميان كوچه ها * زنده ها هم آبروي مرده ها را ميبرند
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 17:40
+1
مهسا
مهسا
زندگی آرام است ، مثل آرامش یک خواب بلند .

زندگی شیرین است ، مثل شیرینی یک روز قشنگ .

زندگی رویایی است ، مثل رویای یک کودک ناز .

زندگی زیباییست ، مثل زیبایی یک غنچه ی باز .

زندگی تک تک این ساعتهاست ، زندگی چرخش این عقربه هاست

زندگی راز دل مادر من ، زندگی پینه دست پدر است، زندگی مثل زمان درگذر است....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 17:15
+5
مهسا
مهسا
گاهی مثل باران باید بارید گاهی نرم وگاهی تند...

وگاهی..خیس باید كرد...

گلبرگهای زیبای برون را وگاهی بایدشكست....

شاخه های زاید خشكیده را..

تا سبز شوند جوانه ها..

وبخوانند..ترانه ها..زیر قطرات نم نم باران...
.گاهی مثل باران...

باید بخشید ترانه زندگی را...

تا عاشقی كنند .. پروانه ها
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 17:10
+8
مهسا
مهسا
به دوران کودکیت برگرد
کودک که بودی از زندگی چه میدانستی؟
نگاهت معصوم و خندهای کودکانه ات از ته دل
بزرگترین دلخوشیهایت داشتن اسباب بازی دوستت،پوشیدن گفش بزرگترها
و حتی خوردن یک تکه کوچک شکلات
بچه که بودی حسادت،کینه و نفرت در قلب کوچکت جایی نداشت
دوست داشتنت پاک و بی ریا
بخشیدنت با رضایت
چاره ی ناراحتی ات یک لحظه گریستن
و این پایان تمام کدورتها بود
می خندیدی و در دنیای خودت غرق می شدی!
چه شد؟ بزرگ شدی...؟!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 16:56
+8
saeed
saeed
از سیاره ای دور
دور
دور
با تو حرف می زنم
کجا بردی دل بی صاحب مرا
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 16:29
+4
maryam
maryam
یادمان باشد حرفی نزنیم که به کسی بر بخورد



نگاهی نکنیم که دل کسی بلرزد



خطی ننویسیم که آزار دهد کسی را



یادمان باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 16:18
+2
مهسا
مهسا
تا چشم به هم بزنی

عادت کرده ای

به سردی هوای

قصه ی این روزهای ما

اینحا شجاعت قهرمان داستان هم

از سردی هوای قصه

قندیل بسته است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 15:56
+8
مهسا
مهسا
دختر : عزیزم ، این مانتو که پوشیدم بهم میاد؟

پسر : عزیــــــــــــــــــــــــزم ...خیلی بهت میااااد ..واقعا قشنگه!


دختر : اصلنشم نمیاد ،چاق نشونم میده!

پسر : ولی فکر میکنم میادااا ...چاق هم نشون نمیده!

دختر : با من بحث نکـــــــــــــــن ..میگم چاق نشون میده!

پسر : باااااااااااااااشه ، چاق نشون میده اصلا!

دختر : چاق خودتی ...!!

پسر : ای بابا ، مگه من گفتم چاقی ..!

دختر : اصلا دیگه ازت نظر نمیپرسم ...!

پسر : نپُرس ... والا ، بهتر!

دختر : کصاااافط ! میبینی چطور داری با من حرف میزنی؟ :(

پسر : فدات بشم ، قربونت برم ، عزیز دلم ، تو بگو من چی کار کنم ؟! هر چی تو بگی ..!

دختر : هیچی ، دیگه نظر نده ...! باشه ؟!

پسر : باشه عزیزم ، چشم!

دختر : خیـــــــــــــــــلی بیشووووووری ..!

پسر {-15-}
...........{-18-}{-18-}{-18-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 15:42
+4
ronak
ronak
رو به سوي شهر تو مي ايستم شايد بوي تو دوباره مرا مست کند
و زندگي دوباره اغاز شود
سپيده دم تورا فرياد ميزن
اي الهه زيبايي در کدامين کتاب
در کدامين افسانه قرن مي شود پيدايت کرد؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 15:08
+4
ronak
ronak
تو را به جاي همه زناني که نشناختم دوست دارم .
تو را به جاي همه روزگاراني که نمي زيستم دوست دارم .
براي خاطر عطر نان گرم
و برفي که آب مي‌شود
و براي نخستين گل‌ها
تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم .
تو را به جاي همه کساني که دوست نمي‌دارم دوست مي‌دارم .
بي تو جز گستره‌يي بي‌کرانه نمي‌بينم
ميان گذشته و امروز.
از جدار آيينه‌ي خويش گذشتن نتوانستم
مي‌بايست تا زندگي را لغت به لغت فرا گيرم
راست از آن گونه که لغت به لغت از يادش مي‌برند.
تو را دوست مي‌دارم براي خاطر فرزانه‌گي‌ات که از آن من نيست
به رغم همه آن چيزها که جز وهمي نيست دوست دارم
براي خاطر اين قلب جاوداني که بازش نمي‌دارم
مي‌انديشي که تو ترديدي اما تو تنها دليلي
تو خورشيدي رخشاني هستي که بر من مي‌تابي
هنگامي که به خويش مغرورم @Malo0o0os
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 15:04
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ