یافتن پست: #زن

benyamin
benyamin
غضنفر زنگ میزنه به 118 و می پرسه :
امسال چارشنبه سوری چند شنبه میافته ؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:51
+4
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
من بودم و
تو
و یک عالمه حرف…
و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!!
کاش بودی و
می فهمیدی
وقت دلتنگی
یک آه
چقدر وزن دارد…
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:42
+4
ronak
ronak
دست هایم
این روزها بوی حافظ می دهند
تـفال که می زنم
کنعـانم
بدجـور
یوسفش را می خواهد ..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:42
+5
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
به سلامتی دوست نازنینی که گفت: قبر منو خیلی بزرگ بسازین... چون دارم یه دنیا آرزو با خودم به گور میبرم !edameye gerye dar ghesmate bad
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:30
+4
ronak
ronak
بمناسبت چهار شنبه سوری ?غزیز نمیدانم چرا وقتی تورا میبینم قلبم مثل ۷ ترقه میزنه وقتی بغل میکنم مثل فش فشه مشم ولی وقتی اسبانی مشم مثل ترقه منفجر میشم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:26
+5
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
گل آفتابگردان را گفتند:
چرا شبها سرت را پایین می اندازی؟
گفت : ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم
به سلامتی همه اونایی که مثل گل آفتابگردان هستند ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 15:59
+3
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛

فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛

فقر اینه که بچه ات تا حالا یک هتل ۵ ستاره رو تجربه نکرده باشه و تو هر سال محرم حسینیه راه بندازی؛

فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی؛
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 15:56
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
آنگاه که خداوند با تو حرف میزند
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 15:41
+2
ronak
ronak
پای تو نشستم ببین که آخرش چی شد
آرزوهای قشنگم واسه تو سهم کی شد
دلموشکستی و رفتی پی کار خـودت
اینا تقصیر توئه اون دل ِ بیمار خودت
دل ِ بیمار خودت….

خیلی دلم ازت پره..بدجوری از تو دلخوره
یه روز تلافی میکنه دل از دل ِ تو میبـره
قلبـمو پس فرستادی خوب خودتو نشون دادی
من خودمم خسته شدم پاشو برو تـو آزادی

خیلی دلم ازت پره..بدجوری از تو دلخوره
یه روز تلافی میکنه دل از دل ِ تو میبـــره
قلبمو پس فرستادی خوب خودتو نشون دادی
من خودمم خسته شدم پاشو برو تــــو آزادی

میدونستم مزه ی عشقم دلتو میزنه
دل تو یه تیکه سنگه خب محاله بشکنه
تو رو دست کم گرفتــم که این شد آخرش
هنوزم خاطرت اینجاست بیابردار ببرش
بیا بردار ببرش….

خیلی دلم ازت پره..بدجوری از تو دلخوره
یه روز تلافی میکنه دل از دل ِ تو میـــبره
قلبمو پس فرستادی خوب خودتو نشون دادی
من خودمم خسته شدم پاشو برو تو آزادی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 15:31
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تنها درد زندگی اینه که بفهمی
پناهت زندگیت پناه دیگری داره
آخرین ویرایش توسط NEGAR1992 در [1391/01/2 - 16:48]
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 15:25
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ