یافتن پست: #زیاد

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بعضی آدم ها عین لیوان می مونن …


زیادتر از ظرفیت که بهشون بها بدی سر ریز میکنن ،

اول خودشون رو به گند میکشن بعد دور و برشونو !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/19 - 17:15
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/18 - 16:50
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
.از دوستان انتظار دارم

تو مواردی که حق با من هست، طرف "حق" باشن.

تو مواردی هم که حق با من نیست، طرف "من" باشن!!!!!

توقع زیادیه آخه ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/17 - 19:23
+3
AmirAli
AmirAli
اگه دیدی یه زن دهنشو زیاد باز کرده نگران نباش اون با تو کاری نداره، داره ریمل میزنه

دیدگاه  •   •   •  1392/08/17 - 17:49
+5
AmirAli
AmirAli
دیشب مدیر ساختمون اومده بود دمِ درِ خونه،

با بابام کار داشت!بابام رفت جلوی در،منم صدای آهنگو زیاد کرده بودم!

یهو بابام داد زد:

اون لامصبو خفه ش کن ببینم این چه گهی میخوره آخه!

من :))))))

بابام

مدیر :(

دیدگاه  •   •   •  1392/08/17 - 17:46
+4
Ashkan ZEON
Ashkan ZEON
آخرین ویرایش توسط Ashkan_ZEON در [1392/08/15 - 13:10]
دیدگاه  •   •   •  1392/08/15 - 13:06
+7
hamed noori
hamed noori
مردی قصد ازدواج داشت.مشکل او انتخاب از بین 3 کاندید زن احتمالی بود.او به هر زن 5000 دلار پول داد تا ببیند هرکدام با آن چه کار میکنند

اولی ظاهرش را کاملا تغییر داد به یک آرایشگاه تجملی رفت
آرایش جدید کرد لباسهای جدید و زیبا خرید و به مرد گفت که برای اینکه
در نظر او جذابتر باشد این کارها را کرده است چراکه خیلی دوستش دارد
مرد تحت تاثیر قرار گرفت...
دومی به خرید هدیه برای مرد پرداخت.برایش یک دست چوب گلف خرید
به علاوه ابزار جدید برای کامپیوترش و لباسهای گران قیمت
و هنگامی که هدیه ها را به مرد داد گفت که تمام پولش را برای
او صرف کرده چراکه خیلی دوستش دارد
مرد تحت تاثیر قرار گرفت
سومی پولش را در سهام سرمایه گذاری کرد و چند برابر پولی که از مرد گرفته بود
عایدش شد.او 5000دلار مرد را پس داد و برای بقیه پول یک حساب مشترک باز کرد
و گفت میخواهد برای زندگی آینده شان پس انداز کند چراکه خیلی دوستش دارد
واضح است که مرد تحت تاثیر قرار گرفت
او مدت زیادی را به تفکر درباره اینکه هر زن با پولها چه کار کرده پرداخت
و سر انجام با زنی ازدواج کرد که سینه های بزرگتری داشت
مردها همینند <img src=(" title=":((" />
دیدگاه  •   •   •  1392/08/14 - 22:32
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﻣﺜﻞ ﭼﯽ ﻫﺴﺘﻢ؟؟؟ ﻣﺜﻞ ﯾﻪ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮎ ﮐﻪ ﮐﺸﺘﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﺯﯾﺎﺩ ﺩﺍﺭﻩ!! {-26-}
دیدگاه  •   •   •  1392/08/14 - 17:11
+5
hamed noori
hamed noori
ﭘﺴﺮ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﺗﻮ ﺟﻤﻊ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻫﻤﺶ ﺩﻟﻘﮏ ﺑﺎﺯﯼ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻭﺭﺩ
ﻭ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﻫﯽ ﺣﺮﺹ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ !ﺑﻌﺪ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺩﺍﯾﯿﻢ
ﮔﻔﺖ :
ﺳﺮ ﻣﻦ ﭼﯽ ﺧﻮﺭﺩﯼ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﺎ ﻣﺰﻩ ﺷﺪﻡ؟ ((
ﺩﺍﯾﯿﻢ ﮔﻔﺖ : ﮔﻪ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺑﺎﺑﺎ، ﮔﻪ ﺯﯾﺎﺩﯼ |:
دیدگاه  •   •   •  1392/08/14 - 15:38
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
ای روزګار …
من راههای نرفته زیاد دارم اما با تو یکی ، زیاد راه آمده ام
دیدگاه  •   •   •  1392/08/12 - 20:51

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ