یافتن پست: #ساده

*elnaz* *
*elnaz* *
من به شکل ساده ای من هستم. اگر این جا نیستم, گم نشده ام. به سادگی فراموش شده ام. … همین.
دیدگاه  •   •   •  1392/10/3 - 22:57
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

دارم مدام آزمون و خطا می کنم تو را
هی می نویسم و معنا می کنم تو را

هی می گریزم از تو مدام و هنوز هم
با بوی عطر تو پیدا می کنم تو را

درد دلی و شبی صدهزار بار
با صدهزار قصیده دوا می کنم تو را

تو آشنای غریبی، یک رفته ولی مانده
از آشنا و غریبه جدا می کنم تو را

نامهربانِ قصه شدی، نقشِ ناقشنگ
ساده منم که زیبا می کنم تو را

با هر نگاه دلت آب می شود، چرا
با ماندنم وفا می کنم تو را ؟ ..........

دیدگاه  •   •   •  1392/10/2 - 09:05
+1
melika
melika
وایساده بودم می خواستم تاکسی بگیرم .
موبایلم و در آوردم ساعت و نگاه کردم .

تاکسی که بوق زد هول شدم و گفتم 10 و 33 دقیقه !
دیدگاه  •   •   •  1392/10/1 - 20:27
+5
AmirAli
AmirAli

می دانی آدم های ساده ساده هم عاشق می شوند


ساده صبوری میکنند ساده عشق می ورزند


ساده می مانند اما سخت دل می کنند


آن وقت که دل می کنند جان می دهند سخت می شکننند


سخت فراموش میکنند آدم های ساده …


دیدگاه  •   •   •  1392/09/30 - 09:37
+4
AmirAli
AmirAli
چه ساده بودم که گمان میکردم به دورم میگردند آنهایی که دورم میزدند!


دیدگاه  •   •   •  1392/09/29 - 16:06
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/29 - 14:17
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/29 - 14:00
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:56
+2
be to che???!!
be to che???!!

دلم برای کودکیم تنگ شده
....


برای روزهایی که باور ساده ای داشتم


همه آدم ها را دوست داشتم
...


مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم


مادرم که می رفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود
...


دلم می خواست "ممُل" را پیدا کنم


از نجاری ها که می گذشتم گوشه چشمی به دنبال "وروجک" می گشتم


تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود


دلم برای خدا تنگ شده
...


خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم
...


دلم برای کودکیم تنگ شده
...



شاید یک روز در کوچه بازار فریب دست من ول شد و او رفت...

X
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:23
+5
محمد
محمد
میدانی رفیق . . .
نه زیبایم . . . نه مهربان . . .
فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست . . .
فقط برای خودم هستم . . . خوده خودم . . .
صبورم و سنگین . . .
سرگردان . . .
مغرور . . .
قانع . . .
با یک پیچیدگی ساده . . . و مقداری بی حوصلگی زیاد . . .
برای تویی که چهره را میپرستی نه سیرت آدمی را . . .
هیچ ندارم . . .
حوالی ما توقف ممنوع است . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/09/27 - 21:20
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ