روی حباب ایستاده ام...
نه راه برگشت دارم نه نای رفتن...
فریادهایم به گوشش نمیرسد، گوشش پرشده از هیاهوها...
چقدر غریب وبی کس شدم.
چشمانم گریه را بس کنید.
خستــــــه ام
به خواب ابـــــــــــــــــــــــــــــدی احتیاج دارم...
اگر روزی رسد که من نبودم
تمام وصیتم به تو این است
“خوب بمان”
“از همان خوب هایی که من عاشقش بودم”
کودکی که میداند دستان پینه بسته پدرش گریه های مادرش ادامه تحصیل ندادن خواهرش همه از بی پولیست چگونه در مدرسه بنویسد علم بهتر از ثروت است؟!