یافتن پست: #سیاه

xroyal54
xroyal54
امشب که برق خانه قطع شده بود !

چشم هام جز تاریکی وسیاهی مهمانی نداشت !

برای لحظه یی خود را نابینایی فرض کردم در این دنیای پر هیاهو

تازه فهميدم چشم های من چه نعمتی بود

تازه فهمیدم یک نابينا نه می تواند گل آفتاب گردان را ببیند و نه سیاهی پر کلاغ را

و نه غذايى كه ميخورد

و نه حتى صورت كسانى را كه دوستشان دارد


بگذار يكبار هم که شده شكر گویم !

شکر بابت داشته هایی که آنقدر برایم عادی شده اند که بودنشان به چشم نمی آید !

خدایا شکرت
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 23:16
+7
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
زندانی تقویم شده ام …
هر روز ضربدر میزنم بر روی دیوارش …
البته نمیدانم تا کی باید روزها را سیاه کنم !
بیا دیگر …
شاید این آخرین سالنامه ام باشد
دیدگاه  •   •   •  1392/07/7 - 15:07
+1
xroyal54
xroyal54
نه این سکوت را پایانی هست و
نه این شبی را که از آسمان نازل شده
نه خوابی برای دیدن هست و
نه روزی برای رسیدن
نه این شب مثل هر شب است و
نه این سیاهی شبیه شب است...


حلالم کن چون بی اجازه غمت رامی خورم......


خدایا یه جوری حرف بزن که منم بفهمم...



مے گـ ـوینـ ـد: مرـــگـ ــ ـــــــ


حـ ـق ا َست


פֿُـ ـدایـ ـا


حـ ـقم را


مےפֿواهمـ


اگر قرار بر نبودن اونه .....
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 23:34
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 21:11
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلم ساز میخواهد ، از همان هایی که یکی بیاید برایم بنوازد بعد من مغرورانه برایش کف بزنم و خیره شوم در چشمان سیاهش و بگویم عزیزم عالی بود اجرایت دلم فرانسه میخواهد مثل همین موسیو که آمده شرکتمان ، یا حتی مثل سباستین که فرانسوی است دلم ... دلم خسته است از این همه بیـ... بی خیال ِ همه ی آن چیز هایی که خسته ام کرد، یکی بیاید بگوید با این بغض ِ کهنه چه کنم این روزها.
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 19:40
+1
*elnaz* *
*elnaz* *
همه اش که نباید ترسید راه که بیفتیم ترسمان می ریزد. ماهی سیاه کوچولو ـ.....................................
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 22:00
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 21:32
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 20:52
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺷﺪﻩ ﺩﺭه ﺍﺗﺎﻗﺘﻮ ﺑﺒﻨﺪﯼ

ﭼﺮﺍﻏﺎ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﻨﯽ

ﭘﺘﻮ ﺭﻭ ﺑﮑﺸﯽ ﺭﻭ ﺳﺮﺕ

ﭼﺸﺎﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﯽ

ﺻﺪﺍﯼ ﻧﻔﺴﻬﺎﺗﻮ ﺑﺸﻨﻮﯼ


ﺗﯿﮏ ﺗﯿﮏ ﺳﺎﻋﺖ ﭘﺘﮏ ﺑﺸﻪ ﺗﻮ ﻣﻐﺰﺕ


ﺳﯿﺎﻫﯽ ﺑﺒﯿﻨﯽ،ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﺒﯿﻨﯽ،ﯾﺎﺩ ﮔﺬﺷﺘﺖ ﺑﯿﻔﺘﯽ


ﮔﺮﯾﺖ ﺑﮕﯿﺮﻩ


ﺿﺠﻪ ﺑﺰﻧﯽ،ﻫﻖ ﻫﻖ ﻫﺎﺗﻮ ﻗﻮﺭﺕ ﺑﺪﯼ ﺗﺎ ﮐﺴﯽ ﻧﺸﻨﻮﻩ ﺻﺪﺍﺷﻮ


ﺑﻌﺪ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﭼﻘﺪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ


ﺑﻌﺪ بفهمی ﭼﻘﺪ ﺑﯿﮑﺴﯽ


ﺑﻌﺪ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﯿﺴﺘﯽ ...

ﻧﺸﺪﻩ؟!؟

ﺧﺪﺍ ﮐﻨﻪ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻫﻢ ﻧﺸﻪ ﺑﺮﺍﺕ...

دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 19:16
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی لازمه کرکره ی زندگیمونو بکشیم پایینو یه پارچه ی سیاه بزنیم و رو درش بنویسیم کسی نمرده...
فقط دلم گرفته...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 17:22
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ