یافتن پست: #سیب

ronak
ronak
مجهول مانده است درمن
هزار سوال ِ بی جواب
از باد
از باران
از آب
از آتش
از سیبی که تبعیدیِ زمین ام کرد..
از تو که بی گفت و گو
تنها مخاطب چشمانم شدی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 14:18
+4
mehdy
mehdy
طنز: درد دل نوزاد شش ماهه
آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ،

و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید !

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من،

نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای شما هم مضر است!!!

لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!

پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش

خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش

مرا به یاد قرضهای شما می اندازد!مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده،

و با تکان دادن سر و لبهایش ” پول پول پول پول” می کند!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:54
+4
ronak
ronak
غضنفرمیره تو خیابون می بینه نوشته: سیو همان سیب است...
میگه: دروغ میگن... ! خودم خوردم صابون بود!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:33
+1
مهسا
مهسا
گر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری...{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/29 - 15:26
+8
مهسا
مهسا
در میان بهشت نشسته ام و سیب را میان انگشتانم میرخسانم به تو فکر می کنم به این لحظه های پر از تردید به "آری" به "نه" بی تو بهشت را دارم با تو عشق را و این دوراهی عجیب مرا گیج میکند سیب را روی خاک میگذارم دوستم داشتی گازش بزن.......
دیدگاه  •   •   •  1390/11/29 - 01:32
+7
hadith
hadith
اگر درخت نبود
پاییز را چگونه می دیدی؟
بهار اگر می رفت سیب همسایه چگونه می آمد؟
اگر من نبودم
چه می کردی؟
می داننم آنکه می گوید دوستت دارم
تمام سیب ها را کش رفته است
وگرنه اینهمه سنگ تنها بهانه ی خنده ی پنجره هاست.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/29 - 01:17
+8
امید
امید
شعری زیبا از مصدق برای فروغ فروخزاد و جواب زیبا از فروغ
در دیدگاه ببینید...
4 دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 15:24
+3
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
عشق مثه یک کش میمونه
که توسط دو نفر نگه داشته شده
موقعی که از یک طرف رها میشه
طرف مقابل آسیب میبینه...‬
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 01:11
+3
امید
امید
شعری بسیار زیبا از حمید مصدق و پاسخی زیباتر، از فروغ فرخزاد به این شعر زیبا...
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پِی من تند دوید سیب را دست تو دید ,تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه ی همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پِی من تند دوید
سیب را دست تو دید ,غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز ،سالها هست که در گوش من آرام ،
آرام , خش خش ِ گام تو تکرار کنان ،
می دهد آزارم
و من
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 18:44
zahra
zahra
این یک سیب قاتل است{-18-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 11:42
+10
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ