یافتن پست: #شب

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاه دلم می گیرد



گاه زندگی سخت می شود



گاه تنها تنهایی آرامش می آورد



گاه گذشته اذیتم میکند



این گاه ها ... گهگاه تمام روزوشب من میشوند



آن وقت بغض گلویم رامی گیرد!



درست مثل همین روزها...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:02
+6
zahra
zahra
هیچوقت آرزوی خوشبختی نکن برای من …
بی خودت !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:01
+8
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
بعضی وقتا خیلی جدی از خودم میپرسم که اهمیت دادن به بقیه کار درستیه یا نه؟ , بیشتر شبیه وقت تلف کردن میمونه :D ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 17:44
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نام آهنگ: زندگی

زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق

زندگی یعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق

زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق

رفتن و آخر رسیدن بر در آبادی عشق

می‌توان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن

پرغرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن

می‌شود اندوه شب را از نگاه صبح فهمید

یا به وقت ریزش اشک شادی بگذشته را دید

می‌توان در گریه ابر با خیال غنچه خوش بود

زایش آینده را در هر خزانی دید و آسود

می‌توان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن

پرغرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 17:42
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
بعضی وقتا خیلی جدی از خودم میپرسم که اهمیت دادن به بقیه کار درستیه یا نه, بیشتر شبیه وقت تلف کردن میمونه
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 17:40
+3
zahra
zahra

در تاریکی شب هایم فقط صدای تو بود ، و دلیل بیدار ماندنم تنها تو بودی …
.
.
.
.
.
ای پشه !


دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 17:36
+3
sahar
sahar

دارم یه حس دیرینه که سالها تو دلمه و بهونه میگیره/ تو هم مثل منی چون تو سکوت شب /قصه هات میمیره

دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 17:29
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
سال‌ها یک کمی خاک

که دعایش

دیدن آخرین پله آسمان بود

آرزویش همیشه

پر زدن تا ته کهکشان بود

خاک هر شب دعا کرد

از ته دل خدا را صدا کرد

یک شب آخر دعایش اثر کرد

یک فرشته تمام زمین را خبر کرد

و خدا تکه‌ای خاک برداشت

آسمان را در آن کاشت

خاک را

توی دستان خود ورز داد

روح خود را به او قرض داد

خاک

توی دست خدا نور شد

پر گرفت از زمین دور شد

راستی

من همان خاک خوشبخت

من همان نور هستم

پس چرا گاهی اوقات

این همه از خدا دور هستم

پیش از این

زیر یک سنگ

در گوشه‌ای از زمین

من فقط یک کمی خاک بودم

همین.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 13:08
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
پشت ابرهااز خانه بیرون میزنم اما کجا امشب

شاید تو میخواهی مرا در کوچه ها امشب!

پشت ستون سایه ها روی درخت شب

می جویم اما نیستی در هیچ جا امشب؟

میدانم ، آری نیستی اما نمی دانم

بیهوده می گردم به دنبالت چرا امشب؟

هر شب ترا بی جستجو می یافتم اما

نگذاشت بی خوابی به دست آرم ترا امشب

ها...سایه ای دیدم! شبیه ات نیست اما حیف!

ای کاش می دیدم به چشمانم خطا امشب

هر شب صدای پای تو می آمد از هر چیز

حتا ز برگی هم نمی آید صدا امشب

امشب ز پشته ی ابرها بیرون نیامد ماه

بشکن قرق را ماه من بیرون بیا امشب

گشتم تمام کوچه ها را یک نفس هم نیست

شاید که بخشیدند دنیا را به ما امشب

طاقت نمی آرم تو که می دانی از دیشب

باید چه رنجی برده باشم بی تو تا امشب

ای ماجرای شعر و شب های جنون من

آخر چگونه سر کنم بی ماجرا امشب؟

محمد علی بهمنی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 13:06
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
سحرگاهان که شبنم آیتی از پاک بودن را به گلها هدیه می بخشد

به آن محراب پاکش آرزو کردم برایت :

خوب دیدن ....

خوب بودن .....

خوب ماندن را ..........
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 12:50
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ