یافتن پست: #شب

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عاشق که میشوی...

مواظب خودت باش...

شبهای باقیمانده عمرت

به این سادگیها

صبح نخواهند شد ...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 15:16
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻭﺍﻗﻌﺎً ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻥ ﺩﺧﺘﺮﺷﻮﻥ ﺷﺐ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﻤﻮﻧﻪ
.
.
.
ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﻦ ﭘﺴﺮﺍ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺍﺯ ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﯽ ﺟﻨﺴﯽ ﺭﻧﺞ ﻣﯿﺒﺮﻧﺪ ؟:)))))))))
دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 15:07
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیــگــه نـمـیشـه بـه پـسـرا چـشم غـره بـری
.
.
.ایـنـقـد زیـر ابـرو بـرداشـتن و مـوهـاشـونـو رنـگ کـردن،مـیتـرسـم فـردا دسـتِ مـامـانـشـونـو بـگـیـرن بـیـارن جـلـو درِ خـونـمـون بـگـن:
مـامـان ایـن بـود بـهم چـشـم غـره رفـت تـو کـوچـه شـایـدم بـزنـن زیـرِ گـریـه
دخـتـرا کـجـان تـا پـرچـمارو بـبـرن بـالا؟؟؟
4 دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 15:02
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
فرق ایران با جهنم همین هواش بود که این اواخر شباهت کامل پیدا کردن
دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 13:38
+6
alifabregas
دستهاي خالي من دخيل دل پاكتان...
مرانيز در اين شبهاي رمضان نه به بهاي لياقت،بلكه به رسم رفاقت دعاكنيد.......a
دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 11:51 توسط SMS
+1
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO

شبـ رآ دوستـــ دارمـ …!


چرآ کهـ در تآریکـــیـ ..


چهرهـ هآ مشخـصـ نیستـ !


و هر لحظــــــهـ ..


اینـ امیـــد ..


در درونـــــمـ ریشهـ می زند …


کهـ آمدهـ ایـ ..


ولیـ منـ ندیده امـ!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 00:21
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
من استرس دارم..........نگرانم....چیکاررررررررررررررر کنم...............{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
آخرین ویرایش توسط eli20 در [1392/04/31 - 23:35]
5 دیدگاه  •   •   •  1392/04/31 - 23:34
+2
be to che???!!
be to che???!!
دنياي ما دخترا 


پر از لاكاي رنگارنگ...


رژ لباي پررنگ...


گردنبنداي طلايي..نقره اي...


انگشتر و جواهر


پر از ست كردن دامن با تاپ


ساپورت, ساقاي رنگي رنگي


پر از قراراي دخترونه


دوره همي...


تلفناي 2 ساعته با موضوع مخاطب خاص!!!


گريه كردناي يواشكي زير پتوهاي صورتي


دفترچه خاطرات


قول دادن به همديگه


سر فراموش كردناي دوس پسرا!


قول دادن به هم و اينكه فردا يه روز جديده!


دوردوراي پر شيطنت


پاستا خوردن تو كافه ي دنج...


اهنگ گوش دادناي نصف شبي تو اتوبانا...


با ناراحتي به هم زنگ زدن و


چن دقيقه بعداز شوخياي هم خنديدن


ارايشگاه رفتناي هول هولكي


1000بار اين جمله رو


تكرار كردن: تو ك اكي ميشي


حالا من چيكا كنم؟


اس دادناي شبونه: بهت زنگ زد؟ نه؟ گورباباش


گپاي 4 -5 تايي دور ميز و نسكافه خوردن،


مسخره كردن همديگه


كلمه هاي رمزي ك فقط خودمون


معنيشو ميدونيم


رازايي ك فقط خودمون


ازشون خبر داريم
دنياي ما پره از لباساي سفيد


وتوراي پف پفي و مخاطباي خاصمون...


ك شاهزاده سواربر اسب سفيدمونن


دنياي ما دخترا پره از احساسات پاك و روياهاي دختروونه .


چرا فكر مي كني چون دختري


بايد هميشه غمگين باشي؟


شكست خورده باشي؟!


عزيز من!


ياد بگير كه تو دختري!


ياد بگير تو كلاس بذاري! تو ناز كني !


اون خيلي بيجا مي كنه تورو ناراحت كنه!


خيلي بيخود مي كنه اشكتو دراره!


اصلا برا چي به يه موجود مذكر اجازه مي دي


 


شادي زندگيتو ازت بگيره؟!


اين اسمش عشق نيست به خدا!


خودتو گول نزن!


كسي كه عاشق توا،


هرگز نمي تونه غمتو ببينه!


چه برسه به اينكه خودش عامل غمت باشه!!


دختر باش!


دخترونه ناز كن!


دخترونه فكر كن!


دخترونه احساس كن!


دخترونه استدلال كن!


دخترونه زندگي كن!

دیدگاه  •   •   •  1392/04/31 - 15:37
+3
be to che???!!
be to che???!!

يكي بود يكي نبود زير اين گنبد گردون و كبود يه قصه مثل تموم قصه هاي نا تموم دنيا بود

قصه اي كه اولش شروع ميشد با يك نگاه

يه طرف نگاه پاك و ديگري پر از گناه

يه دلي بود كه كسي اونو نبرد

به كسي دل نمي بست و از كسي گول نمي خورد


اما روزي از روزاي روزگار

يه روز از روزاي آفتابي آفزيدگار

آدم قصه ي ما نگاهي افتاد تو نگاش

يه نفر نشسته بود عاشق و واله سر راش

يه نفر كه گفت بهش دوسش داره خيلي زياد

يه نفر كه گفت به جر اون ديگه هيچي نمي خواد

يه نفر كه توي چشماش پر از اشك بي كسي بود

يه نفر كه توي حرفاش غم بي هم نفسي بود

آدم قصه ي ما،حرفهاي اونو شنيد

تو يه چشم به هم زدن خودشو آواره ديد

ديد كه بي اون نفسي توي تنش نيست

ديد اميدي واسه زنده موندنش نيست

يه روزي قفل زبونشو شكستو يه گناه كرد

گفت كه من "دوست دارم"

اما خيلـــــــــــــــي اشتباه كرد

آخه يار بي وفاش

كه نبود عشق تو صداش

گفت مگه جدي گرفتي حرفامو؟

تو به دل گرفتي اون دروغامو؟

ديگه اين كارو نكن،ديگه هيچ دروغي رو باور نكن!

عاشق قصه ي ما توي اين لحظه شكست

صداي شكستنش تو دل ابرا نشست

باورش نمي شد اين جدايي و دربدري

باورش نمي شد اين شكست و بي ياوري رو

زير رگبار جدايي شد يه پروانه ي خسته

شد يه پروانه تنها كه پرش به گل نشسته

اين شعر رو تقديم ميكنم به اون دختر خانم ها و آقا پسر هاي گلي كه يادشون بمونه كه همينجوري به كسي نگن:

"دوستت دارم"
5 دیدگاه  •   •   •  1392/04/31 - 15:28
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
وای، باران

 

…………باران

……..شیشهء پنجره را باران شست.

…..از دل من اما،

……………..چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ،

………من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.

می پرد مرغ نگاهم تا دور،

……………….وای، باران

…………………………..باران

………………………………پر مرغان نگاهم را شست.

خواب، رؤیای فراموشیهاست!

…………….خواب را دریابم

………………….که در آن دولت خاموشیهاست.

…………………………..با تو در خواب مرا لذت ناب هم ‌آغوشیهاست.

من شکوفایی گلهای امیدم را در رؤیاها می‌بینم،

و ندایی که به من می‌گوید:

………….“گرچه شب تاریک است

………………………..دل قوی دار،

………………………………سحر نزدیک است.”

 

دل من، در دل شب،

…………خواب پروانه شدن می‌بیند.

…………………………مـِهر در صبحدمان داس به دست

……………………………………….خرمن خواب مرا می چیند.

آسمانها آبی،

…….. پر مرغان صداقت آبی‌ست

…………………..دیده در آینهء صبح تو را می‌بیند.

از گریبان تو صبح صادق،

……………..می گشاید پر و بال.

تو گل سرخ منی

………..تو گل یاسمنی

…………………تو چنان شبنم پاک سحری؟

……………………………………………. نه

……………………………………………..از آن پاکتری.

……………….تو بهاری؟

……………………… نه

……………………….بهاران از توست.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/31 - 13:37
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ