به جاده مینگرم جاده سیاهی که تنها روشناییش کرم هایه شبتاب گلهایه رازقیست گلهایی که بویه عطرشان هر موجودی را تسخیر میکند وبه بند میکشد بندی که با سیاهی انتهای جاده از هم دریده میشود و وحشت وجود درختان بلند نفسکشیدنت را سختر از راه رفتن میکند
واین تکرار زندگیست........
قوقنوس
sara
عمر من
دلدار ز خواب ناز برخاسته است
چون پیکر صبح قامت آراسته است
برخاستنش روز نوی کرده بلند
غافل که ز عمر من شبی کاسته است
---------------------
سیاوش کسرایی