یافتن پست: #شهر

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

چند روز پیش یه شارژر گرفتم ساخت دست برادران چینی !

نه تنها گوشیمو شارژ نمیکنه ...

تازه شارژ گوشیمو هم کم میکنه

:|

فکر کنم باتریمو خالی میکنه

هرچی توشه میفرسته تو شبکه ی برق شهری = ))))

دیدگاه  •   •   •  1393/02/19 - 11:04
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسری که از اون سر شهر می کوبه میاد ببینتت!
پسری که همه جا و بدون ترس دستش رو دور کمرت حلقه میکنه!
پسری که وقتی ناراحتی قلقلکت میده که بخندی!
پسری که موقع رانندگی دستاتو میگیره!
پسری که همیشه برات پاستیل میخره!
پسری که موهاتو از جلو چشمات کنار میزنه...!
این پسر نیست...!!!

.
.
.
.
.
.
.

این پدددد سگه!!!
انقدر دختر بازی کرده که دیگه حرفه ای شده...!!!
والاااااا :)) :))
2 دیدگاه  •   •   •  1393/02/13 - 21:31
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

انواع دوست پسر :

boy friend : که به اختصار bf گفته میشه در نقش شوهر ظاهر میشه ...

just friend : این گونه اسگل شده در جشنها پیدا میشه و کارش آوردن مشروب و مزه و قلیون و یکمی رقصیدن هست آخر شبم دافا رو تا پایین ترین نقطه شهر(درب منزلشون) میرسونن ...

social friend : یا همون دوست اجتماعی که اسگل شده نوع قبل هست , این گونه کارش درپیدا کردن جزوه و کپی گرفتن و راننده شدن وقتی نیاز مند هستی خیلی خوبه

brother : یا همون داداشی از نابودترین دوستهاست که علاوه بر همه آپشن های بالا در مواقعی کتک خوردنشم خوبه

dady یا همون بابایی : کاربردِ خاصی ندارد و صرفا جهت در آوردنِ لجِ دوست دخترِ پدرِ مربوطه به کار میرود و در مواقع لزوم کشیدنِ نازِ زیاد نیز دیده شده

دیدگاه  •   •   •  1393/02/12 - 22:15
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

کشکِـــ..!

عشق های امروز را چشیده ای دلبندم..؟

طعم کشک می دهند...!!

سراپا ادعایید گل من!

فرهاد هم اگر بود؛ به جای کندن بیستون مخ میزد احتمالا..!

شیرین دیگر شیرین نبود..!

شیرینی اش دل فرهاد را میزد قطعا..!

دیگر صدای تیشه نمیپیچید در شهر..احتمالا بوق اشغال

تلفن همراهش گوش ها را کر می کرد...!

طفلک عشق.....!

چقدر زجر می کشد از این شیرین فرهاد های قلابی...!

لطفا اسم هر احساسی را عشق نگذارید..!
عشق حرمت دارد !
حرمت عشق را بشناسید لطفا !

دیدگاه  •   •   •  1393/02/11 - 20:41
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/02/11 - 15:57
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﺁﻫﻨﮕﻪ ﺳﺎﻣﯽ ﺑﯿﮕﯽ، ﻭﯾﮋﻩ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺎﺕ :

ﻟﻄﻔﺎ ﺑﺎ ﺭﯾﺘﻢ بخونید...
اﻣﺘﺤﺎﻧﺎﻣﻮﻥ ... ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻪ...
ﻧﮕﺎﻫﺎﻣﻮﻥ ... ﺭﻭﯼ ﺑﺮﮔﻪ...
تﻨﺖ ﺑﯿﺪﻩ .... ﻣﯿﻠﺮﺯﻩ...
ﻫﻤﻮﻥ ﺣﺴﯽ ... ﮎ ﻣﯿﺨﻮﺍﻣﺶ...
ﺗﻮﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ... ﻭﺍﺳﻪ ﺩﺭﺳﺎﻡ...
ﺟﺰ ﮔﺎﻡ ﺏ ﮔﺎﻡ ... ﭘﻨﺎﻫﯽ ﻧﯿﺴﺖ...
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻟﯽ ... ﮎ ﻣﻦ ﺩﺍﺭﻡ...
ﺟﺰﺷﻬﺮﯾﻮﺭ ... ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺎﻫﯽ ﻧﯿﺴﺖ...
ﻫﻤﯿﻨﺠﺎ ﮎ ... ﺩﺭﺱ ﺍﻧﺒﺎﺭﻩ...
ﻧﻔﺲ ﺗﻮ ﺳﯿﻨﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ...
ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﻪ ... ﻧﻤﺮﻩ ﻣﯿﮑﻮﺑﻪ...
ﻣﻦ ﯾﻪ ﺧﺮﺧﻮﻧﻢ...
ﻭﻗﺘﺸﻪ ﺁﺩﻡ ﺷﻢ...
ﺗو ﺗﻪ ﺧﻨﮕﯽ ... ﻣﻨﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻨﮓ ﺷﻢ...
ﺧﻮﺩﻣﻮ ﮐﺸﺘﻢ ...ﺷﺎﮔﺮﺩ ﻣﻤﺘﺎﺯ ﺷﻢ...
ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﻢ،ﻓﻘﻂ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﺎﺱ شم...
*^▁^*

دیدگاه  •   •   •  1393/02/11 - 15:44
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
و مرا

آنقدر آزردی ..

که خودم کوچ کنم از شهرت ..

بکنم دل ز دل چون سنگت ..

تو خیالت راحت ..

می روم از قلبت ..

میشوم دورترین خاطره در شب هایت

تو به من می خندی ..

و به خود می گویی:

باز می آید و می سوزد از این عشق

ولی ..

بر نمی گردم نه!

می روم آنجایی

که دلی بهر دلی تب دارد ..

عشق زیباست و حرمت دارد ..

تو بمان ..

دلت ارزانی هر کس که دلش مثل دلت

سرد و بی روح شده است ..

سخت بیمار شده است ..

تو بمان در شهرت


...  .

دیدگاه  •   •   •  1393/02/10 - 12:27
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/02/8 - 15:35
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

پیشانی ات را در بوسه های من بکار

خودت را در آغـــــــــوش من سرمایه بگذار...

به درک که

سیاه سفید چشم های این شهر

حـــــــــــول آغوش تنگ ما می چرخد...

که این عشق آنقدر

در من به سن تکلیف رسیده است

که می توانم

تو روی شهر به ایستم

و از حقانیت احساسی که در تو دارم، دفاع کنم...

دیدگاه  •   •   •  1393/02/5 - 21:19
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/02/1 - 08:34
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ