یافتن پست: #شوهر

امید
امید
نامه ای به یک فاحشه - حتما بخونین ، جالبه

گفت ناز تو ننگ است! اما میخواهم برایت بنویسم
شنیده ام، تن میفروشی، برای لقمه نان! چه گناه كبیره ای…! میدانم كه
میدانی همه ترا پلید میدانند، من هم مانند همه ام
راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر درسرزمین من و تو،زنی زنانگی اشرا بفروشد كه نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرونمی زند !! اما اگرهمان زن كلیه اش رابفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این ایثار است ! مگرهردو از یك تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟تن در برابر نان ننگ است.بفروش ! تنت را حراج كن… من در دیارم كسانی رادیدم كه دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیای شان
شرف ترا شكر كه اگر میفروشی از تن می فروشی نه ازدین
شنیده ام روزه میگیری،
غسل میكنی،
نمازمیخوانی،
چهارشنبه ها نذرحرم امامزاده صالح داری،
رمضان بعداز افطار كار میكنی،
محرم تعطیلی.من از آن میترسم كه روزی با ظاهری عالمانه،جمعه بازار دین خدا را براه
كنم،زهد را بساط كنم، غسل هم نكنم، چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح
نروم،پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطیل نكنم!فاحشه!!!… دعایم كن !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 16:34
+6
☺SAEED☻
☺SAEED☻
مردی زنی را بوس کرد, پلیس گرفتشون پرسید نسبتتون چیه!???
مرد گفت مادر شوهر این زن با مادر زن من مادر و دخترند,
حالا بگو این زن و مرد نسبتشون چیه!?
هر کی بگه دمش گرم
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 15:22
+7
☺SAEED☻
☺SAEED☻
پيام سعدي به دختران دم بخت:حالا که نيست شوهري/زگهواره تاگوردانش بجوي.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 14:33
+6
sepideh
sepideh
برای دخترا:
دو راه برای خانم مهندس شدن هست:1. اینقدر درس بخونی تا خانم مهندس شی. 2. یه شوهر مهندس پیدا کنی !!!‬=))
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 10:44
+3
benyamin
benyamin
خدايا به خوبان شوهر دادي و به بدان دوست پسر، ما به تماشاي جهان آمده ايم؟!! (همسايه ترشيده دكتر شريعتي)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 01:00
+4
benyamin
benyamin
زن و شوهري براثر كازكرفتكي جان باختند...
شهروند گرامي تا بوس هست گاز چرا ؟!{-21-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 00:45
+2
شاهین
شاهین
مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن
منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن
شوهره زنگ میزنه به معشوقه اش و میگه: زنم یه هفته میره ماموریت ، کارهات رو روبراه کن
معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد ش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام
پسره زنگ میزنه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم
پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده
منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه
شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت
معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق
پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد
مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 20:26
+6
-1
ali
ali
غضنفر دخترش بچه دار نمیشده ، هرچی دوا درمون میکنن جواب نمیده

آخرش شوهرش میدن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 23:17
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ