یافتن پست: #شوهر

aB'Bas S
aB'Bas S
شکوائیه شنگول و منگول: مامانمون (بز زنگوله پا) شوهر کرده، شبها نمیتونیم خوب بخوابیم، همش صدای زنگوله میاد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 09:18
+2
ali
ali
اگه پسرا با جنبه بشن چي ميشه؟؟؟؟؟ ۱- بوي ترشي كشور رو بر مي داشت (لذا مشكلات زيادي براي شهرداري پيش مي يومد) ۲- ازدواج براي دختران تبديل به ارزو و روياي شبانه مي شد ۳- شوهر مثل قند و پنير كوپني مي شد و صف هاي طولاني براي گرفتن آن به وجود مي امد پس به اين نتيجه مي رسيم كه: پسر ها همين طور بي جنبه{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 01:17
+4
ali
ali
دختر اولي: هيچ فحشي بدتر از اين نيست كه يه پسر به ادم شماره ايرانسل بده دختر دومي: تو اين اوضاع بي شوهري اگه كد پستي هم دادن بايد بگيري
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 01:11
+1
ali
ali
دختر اولي: هيچ فحشي بدتر از اين نيست كه يه پسر به ادم شماره ايرانسل بده دختر دومي: تو اين اوضاع بي شوهري اگه كد پستي هم دادن بايد بگيري
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 01:10
+2
?
?
زن غضنفربه شوهرش میگه بروجبهه هرکس میره کولرمیدن
غضنفرمیره شهید میشه شب میاد خواب زنش میگه خیالت راحت شد ! خنک شدی !!!

{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 23:54
+5
aB'Bas S
aB'Bas S
تركه توي كوپه قطار با يك خانم غريبه همسفر بوده. شب خانمه ميره تخت بالايي ميخوابه و تركه تخت پاييني. نصفه شب خانمه ميگه سردمه، كاش شما ميتونستي ميرفتي از مأمور قطار برام پتو ميگرفتي. تركه ميگه ميخوايي خانم امشب فرض كنيم زن و شوهر هستيم تا هردومون گرم شيم؟ خانمه كه همچين بگي نگي از پيشنهاد بدش نيومده بوده ميگه باشه حاضرم. تركه ميگه پس پاشو خودت برو پتو بگير، براي منم يه چايي بيار
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 23:43
+3
ronak
ronak
از غضنفر میپرسن

جمله “مادر شوهرم را بوسیدم”

ماضی نقلی است یا استمراری؟

میگه هیچ کدام ! ماضی اجباری !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 13:47
+2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
[!] توي کوپه قطار با يک خانم غريبه همسفر بوده. شب خانمه ميره تخت بالايي ميخوابه و [!] تخت پاييني. نصفه شب خانمه ميگه سردمه، کاش شما ميتونستي ميرفتي از مأمور قطار برام پتو ميگرفتي. [!] ميگه ميخوايي خانم امشب فرض کنيم زن و شوهر هستيم تا هردومون گرم شيم؟ خانمه که همچين بگي نگي از پيشنهاد بدش نيومده بوده ميگه باشه حاضرم. [!] ميگه پس پاشو خودت برو پتو بگير، براي منم يه چايي بيار
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 02:31
+2
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
گاهی وقت ها دلم میخواهد اواز بخوانم{-38-}
سوت بزنم{-16-}
لی لی کنم{-16-}
بپرم تا دستم به یک توت قرمز برسد{-11-}
توی کوچه بازی کنم{-14-}
دوچرخه سوار شوم و{-32-}
به جای باز کردن ِ در با کلید، سنگ بزنم به شیشه ...{-8-}
حیف! نمیشود.{-31-}

کودک درونم خسته شده..{-31-}{-31-}
7 دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 16:09
+3
sasan pool
sasan pool
اندر احوالات ازدواج

زمان آشنايي : مرد روياهام

زمان نامزدي : عشقم

زمان ازدواج : هم نفسم

بعد از يك ماه : جان دلم

بعد از دو ماه : سايه سرم

بعد از سه ماه : شوهرم

بعد از يك سال : آقا بالاسر

بعد از دو سال : بخور و بخواب

بعد از سه سال : نره غول

بعد از چهار سال : لندهور

پنج سال بعد : مرتيكه نفهم بي شعور مفت خور نمك نشناس
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 14:23
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ