یافتن پست: #شکست

ali rad
ali rad
حکایـــــتــــــــ من

حکایت ماهی ِ تُــنگ شکسته ایست

که روی زمین دل دل می زند.....

و حکایـــــتــــــــ تو

حکایت دخترک شیطان عروسک بدستی

که نفس های ماهی را شماره میکند .....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 20:32
+2
شاهین
شاهین
یک روز یه [!]

اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.. ؛

خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛

یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم

یه روز یه رشتیه..

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛

برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛

اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد

یه روز یه لره...

اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛

ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد

یه روز یه قزوینی یه...

به نام علامه دهخدا ؛

از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد

یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر و اصفهانی

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛

حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!!
و اینجوری شادیم

این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 19:47
+2
hadith
hadith
مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود ، و چه زشت به من و سادگیم خندیدی ، دل من سخت شکست به تو عشقی پاک که پر از یاد تو بود و به یک قلب یتیم که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود ، تو برو و برو تا راحتتر تکه های دل خود را سر هم بند زنم...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 01:12
+5
saeed
saeed
عشق یعنی یه نفر قلب تورو بشکنه. و حیرت انگیزه که تو با قطعه قطعه قلب شکسته ات دوسش داری
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 00:52
+2
ali rad
ali rad
شجاعت میخواهد ...

وفادار احساسی باشی

که میدانی ...

شکست می دهد

روزی

نفس های دلت را
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 19:43
+4
sasan pool
sasan pool
در من ترانه های قشنگی نشسته اند
انگار از نشستن ِ بیهوده خسته اند
انگار سالهای زیادی ست بی جهت
امید خود به این دل ِ دیوانه بسته اند
ازشور و مستی ِ پدران ِ گذ شته مان
حالا به من رسیده و در من نشسته اند
من باز گیج می شوم از موج واژه ها
این بغضهای تازه که در من شکسته اند
من گیج گیج گیج ، تورا شعر می پرم
اما تمام پنــــجره ها ی تــو بستـــه اند ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 11:27
+1
sepideh
sepideh
سر راه که میروی،
"من" را هم جمع کن پشت در بگذار . . .
شکسته ام . . . !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 10:51
+3
aB'Bas S
aB'Bas S
به تركه ميگن : چي شد مامانت مرد ؟ ميگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد…ميگن افتاد مرد ؟ ميگه:نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکست افتاد . بهش ميگن اون موقع مرد؟ميگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد . ميگن:خوب اين دفعه مرد ؟تركه ميگه:نه بعد افتاد رو سقف گاراژ،سقف خراب شد!بهش ميگن:حتماً اين دفعه مرد ؟ ميگه:بازم نمرد،ديديم داره کُلّ خونه خراب ميشه،با تفنگ زديمش
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 23:49
+6
☺SAEED☻
☺SAEED☻
زندگی مثل شطرنج است؛اگر ببازی، می گویند بازی بلد نیست؛ و اگر ببری و خوب بازی کنی،همه می خواهند تو را شکست دهند.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 21:20
+7
mina
mina
..[!] راديولوژيست ميشه به مريض ميگه: تو عکستون يک شکستگي تو دنده راست

سينتون ديدم، با فتوشاپ درستش کردم.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 17:35
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ