یافتن پست: #شکست

ali rad
ali rad
برهنه ات می کنند تا بهتر شکسته شوی


نترس گردوی کوچک


آنچه سیاه می شود روی تو نیست دست آنهاست .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 17:38
+3
☺SAEED☻
☺SAEED☻
اين هم از يك عمر مستى كردنم.! سالها شبنم پرستى كردنم.! اى دلم... زهرجدايى را بخور... چوب عمرى با وفايى را بخور... اى دلم... ديدى كه ماتت كرد و رفت.!؟ خنده اى برخاطراتت كرد و رفت.!؟ من كه گفتم اين بهار افسردنى ست...! من كه گفتم اين پرستو رفتنى ست...! آه... عجب کارى بدستم داد دل! هم شکست و هم شکستم داد دل!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 16:33 توسط Mobile
+10
mina
mina
اشک تو چشام پر شد
::::::::::::::::::::::::::
به سلامتی اون مریضهایی که از همه چیز دل بریدن و در انتظار یک دعا و یک امین من و تو هستن ...
به سلامتی دستهای پینه بسته اون مردا و زنایی که سرشونو از خجالت خانواده هاشون پائین انداختند و تو دلشون نمیدونن به زمین بد بگن یا به زمان ...
به سلامتیه سربازی که الان دور از نامزدش سر پست وایسـاده ...
به سلامتی بچه هایی که از شوروشوق عید و خریدهاش قسمتشون حسرته ...
به سلامتی مادرایی که هنوز چش به راه لاله های بی نشونشون هستن ...
به سلامتی دلهای شکسته ، غرورهای خردشده ، اشکهای ریخته نشده ، ارزوهای در سینه مانده ، حرف های بر زبان نیامده ...
و به سلامتیه پدری که ساعتش رو میفروشـه تا واسه شب عید ماهی و سبزه بخره تا جلو زن و بچش شرمنده نشه...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 12:12
+5
sahar
sahar
می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی بنویسم؟

از تو که بی رحمانه مرا تنها گذاشتی یا از خودم که چون تک درختی در کویر خشک،
مجبور به زیستن هستم.

از تو بنویسم که قلبت از سنگ بود یا از خودم که شیشه ای بی حفاظ بودم؟
از چه بنویسم؟

از دلم که شکستی، یا از نگاه غریبه ات که با نگاهم آشنا شد؟

ابتدا رام شد، آشنا شد و سپس رشته مهر گسست و رفت و ناپیدا شد.

از چه بنویسم؟
از قلبی که مرا نخواست یا قبلی که تو را خواست؟

شاید هم اگر در دادگاه عشق محاکمه بشویم،
دادستان تو را مقصر نداند و بر زود باوری قلب من که تو را بی ریا و مهربان انگاشت اتهام بزند.

شاید از اینکه زود دل بسته شدم و از همه ی وابستگی ها بریدم تا تو را داشته باشم
به نوعی گناهکاری شناخته شدم.

نه!نه! شاید هم گناه را به گردن چشمان تو بگذارند که هیچ وقت مرا ندید،
یا ندیده گرفت چون از انتخابش پشیمان شده بود. عشقم را حلال کردم تا جان تو را آزاد کنم.

که شاید دوری موجب دوستی بیشترمان بشود و تو معنای ((دوست داشتن))را درک کنی...
امّا هیهات.... که تو آن را در قلبت حس نکردی و معنایش را ندانستی...
از من ب[!] و از ای
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 10:34
+13
sahar
sahar
هروقت دل کسی رو شکستی

روی دیوار میخی بکوب

تا ببینی چقدر دل شکستی

هروقت دلشان را به دست اوردی

میخی را از روی دیوار بکن

تا ببینی چقدر دل به دست اوردی

اما چه فایده...؟؟ که جای میخ ها بر روی دیوار می ماند
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 10:27
+3
sasan pool
sasan pool
این آهنگ خواجه امیری من و داغون میکنه الان دارم گوش میدم گریم گرفته.
هر چی آرزوی خوبه مال تو
, هر چی که خاطره داری مال من اون روزای عاشقونه مال تو
, این شبای بیقراری مال من منم و حسرت با تو ما شدن
, تویی و بدون من رها شدن آخر غربت دنیاست مگه نه
, اول دو راهی اشنا شدن تو نگاه آخر تو
, آسمون خونه نشین بود دلتو شکسته بودن
, همه ی قصه همین بود میتونستم با تو باشم
, مثل سایه مثل رویا اما بیدارمو بی تو
, مثل تو تنهای تنها هر چی آرزوی خوبه مال تو
, هر چی که خاطره داری مال من اون روزای عاشقونه مال تو
, این شبای بی قراری مال من هر چی آرزوی خوبه مال تو
, هر چی که خاطره داری مال من اون روزای عاشقونه مال تو
, این شبای بیقراری مال من
{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 00:23
+2
☺SAEED☻
☺SAEED☻
گفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته ای
من شکستم هر دو را
گفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته ام
به خاموشی مغرورانه ات
شکستی تو مرا
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 20:46
+10
sasan pool
sasan pool
پسر برتر از دخترآمد پدید»
پسر جمله را گفت و چیزی ندید

نگو دخترک با یکی دسته بیل
سر آن پسر را شکسته جمیل

بگفتا: «جوابت نباشد جز این
نگویی دگر جمله‌ای اینچنین!

وگرنه سر و کار تو با من است
که دختر جماعت به این دشمن است.»

پسر اندکی هوشیاری بیافت
سرش چون انار رسیده شکافت

پسر گفتش:«ای دختر محترم
که گفته که من از شما بهترم؟!

که دختر جماعت به کل برتر است
ز جن تا پری از همه سرتر است

پسر سخت بیجا کند، مرگ بید
که برتر ز دختر بیاید پدید!»

پس آن ضربه خیلی نشد نا به جا
که یک مغز معیوب شد جا به جا
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 13:24
+1
ronak
ronak
گاه دلتنگ می شوم


دلتنگتر از همه دلتنگی ها


گوشه ای می نشینم


و حسرت ها را می شمارم


و باختن ها را،


و صدای شکستن ها را...


نمی دانم من کدام امید را ناامید کرده ام


و کدام خواهش را نشنیدم


و به کدام دلتنگی خندیدم


که این چنین دلتنگم.


دلتنگم، دلتنگ...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 12:28
+4
☺SAEED☻
☺SAEED☻
شما هم بچه بودید مدادتون رو تو پاکن فرو میکردید بعد نوکش میشکست؟؟
{-44-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 11:39
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ